اولا سبب اهم عدم پيشرفت و رواج صنايع و معمولات « 1 » داخليه با مزاحمت امتعه و معمولات خارجه است و اگرچه در بازارهاى ما سبب عمده همان جارى نشدن قوانين و اصول حمايت در بلاد ماست و حال آنكه در خارجه اين اصول كاملا مرعى است . پس لازم است تدابيرى در اين باب شود .
ثانيا بايد هيچ رسومى به اسم گمرك و ماليات از مواد و اسباب ابتدائيهء لازمه از براى احداث و اجزاى صنايع داخليه گرفته نشود ، همچنانكه اين قانون در ساير ممالك جارى است يا اگر چيزى گرفته مىشود خيلى كم باشد .
ثالثا بانكى به جهت كارگشايى و مساعدت ارباب صنايع تأسيس شود كه عند الحاجة از آن استقراض نمايند .
رابعا ارباب صنايع هنوز پيوسته همان اصول قديمه و وضعهاى سابق را در بافتن منسوجات معمول مىدارند و به اين سبب الوان منسوجات بىنمايش و صفا و بدون جلوه و بها باقى مانده هيچ جالب انظار نيست . پس لازم است چهار نفر از شاگردانى كه تحصيل خود را در مكتب صنايع اينجا تمام مىكنند ، در سال اول ، به اروپا فرستاده شوند و پس از آن هم هر سالى دو نفر فرستاده شود تا اينكه اصول رنگ و رنگرزى شيميايى را تحصيل نمايند .
خامسا چون بعضى از اوقات دباغ خانهها به ملاحظهء حفظ صحت يا بهجهتى ديگر به توسط مأمورين بلديه بسته مدتى مقفل و معطل مىماند واجب است رعايت و نگاهدارى دباغان و ساير ارباب صنايع معلومه كه از اين قبيل احوال و اسباب مخّله به منافع آنها بشود و حفظ آنها به اين است كه قرار حمايت و مساعدتى كه لازم است براى آنها داده شود . بهطورىكه درخور اصول و قوانين صنايع جاريه است و موافق قواعده مأخوذه از ساير ممالك صادر شده .
سادسا تعميم اسباب تشويق در تربيت كرم ابريشم و صنعت حرير و آنچه در اين باب ثمرات آن مشهود شده است . از جمله مندرجات تذكرهء جوابيهء مزبوره اين است كه
هامش
( 1 ) . معموله ظاهرا به معناى محصولات صنعتى است كه امروزهProductionگويند يعنى توليدات .