شكاف دارد ) 93
قمچى ( : تازيانه ، شلّاق ) 192
قمر در عقرب بودن ( : كنايه از زمان نامناسب و بديوم بودن ) 84
قمرىوار ( : چون پرندهء قمرى ) 98
قمه ( : سلاحى آهنين كوتاهتر از شمشير و داراى دو دمهء تيز ) 109
قنبادوش
قوچ ( گوسفند نر شاخدار ) 161
قورخانه ( : اسلحهخانه ، زرادخانه ) 144
قوس ابرو ( : كمان ابرو ) 44 ، 93
قوش ( : پرندهاى است شكارى ، باشه ، سنقر ) 41
قوش خوشآشيان ( : ظاهرا اشاره دارد به يك نوع قوش كه معروف به " آشيانى " است ؛ يعنى قوشى كه گرفته شده از آشيانه است . مقابل قوش گذرى و يا قوش وحشى ) 120
قوشچىگرى ( : شغل و منصب قوشچى ) 59
قولنج ، 64
قوىئيل ( : سال گوسفند ، يكى از دوازده سال دورهء سنوات تركان ) 171
قهوه ، 200
قيد شرارت ، 177
قيلوله ( : نيمروزان خفتن ، خواب چاشتگاه ) 68
كار چون لبن در آب بودن ، 191
كارشكنى ، 38
كارگزاران ، 76 ، 79 ، 189 ، 193
كاروان ، 96
كاروانسرا ، 59
كارى ( : كاشت ؛ گندمكارى ، گرمككارى ) 112
كاريز ( : مجراى آب در زير زمين ؛ قنات ) 114 ، 135
كاسهء حباب ، 102
كاسهء طنبور 49
كاسه نبات ( : نبات كه به شكل كاسه ساخته شده باشد يا با كاسه بدان شكل داده باشند ) 43
كافور ناب ( : كنايه از برف است ) 171
كاهربا ، 67
كبر - كبار ( نوعى تره ) 176
كبر ، كبر سن ( : بزرگسالى ) 74 ، 86
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٦٢