قسمهاى مغلّظه ( : سوگند شديد و سخت ) 81
قسمت نامچه ( : تقسيم نامه ؛ صورت تقسيم كردن چيزى ) 111
قشلاق ( : گرمسير ، مقابل ييلاق ) 135
قشون ( : مجموعه سپاهيان ، ارتش ) 201
قصّابى ( : گوسفندى كه چاق و فربه كنند تا از گوشت آن استفاده شود گوسفند پروار ) 161
قصبه ( : كرسى ولايت ، شهر كوچك ، آبادى بزرگ كه از چند ده تشكيل شده باشد ، بخش ) 182
قص على هذا 123
قس على هذا ( : بر اين قياس كن ) 132
قطب الاقطاب ( : قطب قطبها : در تصوف كسى را گويند كه منظور نظر خداوند است ، انسان كامل در نظر صوفيان ) 82
قطعات ( : نواحى ) 2 ، 23
قطع ما يقال ( : ترك گفتهها ) 162
قفيز ( : واحد مساحت كه مقدار آن در ازمنه و امكنه مختلف ، متغيّر است :
در گيلان معادل 10 / 1 جريب - 100 درز يا 21 متر مربع يا 7 / 23 يا رد مربع ) 106 ، 124 ، 143
قفيزشمار ( : شمارش كردن قفيز ) 132
قلب الاسد ( : وسط برج اسد ، پنجمين برج سال و دومين برج تابستان ، نيمهء تابستان ) 44 ، 117 ، 118
قلب قلب كسى آشكار شدن ( : آشكار شدن كنه قلب و ضمير كسى ، هويدا شدن مكنونات قلبى كسى ) 69
قلتاق ( : بخشى از زين اسب كه از چوب سازند ، چوب زين ) 147 ، 151
قلع نزاع ( : ترك دشمنى و خصومت ) 69 ، 116
قلم اينجا رسيد سر بشكست ، 74
قلمداد ، ( : محسوب ، بشمار كرده ) 137
قلمدادن ( : محسوب كردن ) 174
قلمزده ( نوشته ، مكتوب ) 137
قلم شكستن ( : حواله كردن ) 141
قلم مشكين شيم ( : قلم عطرآلود ) 10
قلم نستعليق ( قلمى كه با آن خط نستعليق نويسند و ميانهء سر آن
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣٦١