تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
سخط ( : غضب كردن ) 147 سخنان لاطايل ( حرفهاى بىمعنى ) 69 سخن‌چينى ( : نمامى ، خبركشى ) 126 سرآء المسلسله چرخ ( : يكى از صور فلكى ) 44 سراب ( : نمودار آب است كه در بيابانهاى گرم از تابش نور بر خاك و انكسار آن حاصل مىشود ) . 134 سراپرده ( : پرده‌سراى ؛ خانهء موقت از خيمه و چادر ) 175 سرافرازى ( : سربلندى ، افتخار ) 67 ، 72 سرب ، 66 سرباز ، 197 سرباز داوطلب ، 78 سرب به حلق ريختن 94 سربنه ( : مسئول گروه 12 نفرى در آبادى كه هنگام كارهاى عمومى ده ايفاى نقش مىكند ) 166 سر به فلك داشتن ( : داراى مقام و موقعيت بلند بودن ) 141 سر به مهر ( : مهر شده ، مهمور ) 41 سرپا [ مدفون ساختن ] ( : به حالت ايستاده دفن كردن ) 43 سرپوش از كارى برداشتن ( : آشكار كردن راز پنهانى ) 180 سرتيپ ، 65 ، 66 ، 142 سرجنباندن 86 سرجوقه ( : نظامىاى كه يك جوقه را اداره كند ؛ و آن پائين‌تر درجهء نظامى است ) 97 ، 99 ، 116 سرجوقگى 150 ، 163 ، 170 سرج ( : زين اسب و غيره ) 73 سرحلقه ( : سردسته ، رئيس قوم ، سردستهء جمعى از مردم ) 189 سرخ‌روئى 72 ، 73 سردابه ( : اطاقى كه در زمين سازند براى خنك نگهداشتن آب ، نوعى حوض سرپوشيده ) 115 سردار كل ، 90 سردارى ، 173 سردرختى - اوّل سردرختى سردرى ، سردر ( : اطاقى كه بالاى در خانه ساخته شده باشد ) 12 ، 38 ، 41 ، 100 ، 131 ، 188 سررشته ( در تسبيح ) ( : آخوندك تسبيح ) 95 سررشته‌دار ، 48 ، 69