94
اشرار ، 66 ، 75 ، 107 ، 180
اشراف ، 38 ، 43
اشرفى ، ( : سكهء طلاى ايرانى كه سابقا در ايران رواج داشته و وزن آن در اواخر قاجاريه 18 نخود بوده است ) ، 190
اشرفى را مجال شمردن محال دانستن ، 190
اشرفى را در كيل ميكائيل سنجيدن ، 64
اشك چشم كسى به زمين رسيدن ، ( : كنايه از گريهء فراوان ) ، 63
اصرار بر اضرار ( : اضرار : زيان رسانيدن ) 71
اصطرلاب ( : ابزارى است كه براى اندازهگيرى موقع و ارتفاع ستارگان و ديگر امور فلكى به كار ميرفت ) ، 197
اصل ، 95
اصناف ، 192
اضرار ، ( : ضرر و زيان رساندن ) 72 ، 180
اضرار ( : زيانها ) 71
اضطرار ، 179
اطالت ( دادن ) ( : طول دادن چيزى را ) 69
اطراق ( : اتراق ، توقف چند روزه و موقتى ) 59 ، 82
اطريفل رمانى ( اطريفل : معجون .
رمّان : انار ) 93
اطلاق حواله و اطلاق ، ( از بند رها كردن باشد و در اصطلاح آنكه هر كه را مواجبى از ديوان باشد و آن را بر عامل يا مودى وجه كنند و برات نويسند تا از آنكس ستانند ) 64
اطلس ( نوعى لباس زنانه ) 194
اعتكاف ( : گوشهنشين شدن ، در جايى ماندن ) 78 ، 83 ، 163
اعجاز مسيحائى ، 107
اعظم الاتقياء ( : بزرگترين پرهيزگاران ) 110
اعلى اللّه مقامه ( : خداى مقام او را بالا براد ( در بهشت ) 125
اعليحضرت اقدس شهريارى ، 65
اعليحضرت سلطانى ، 37
اعمام ( - عموها ) 94
اعوج ( : كژ ، بدخوى ) 92 ، 183
مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: محمد على خان رشوند
ص٣١٦