تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل رشوند ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
تكيهء حضور ، به تكيه بزرگ دولت تشريف مىآوردند . چادر زنبورى زده بودند ، در آنجا متمكن مىشدند . روز هفتم مجلس فرنگى چيده بودند . امين‌لشكر وقت غروب روضه‌خوانى داشتند و همچنين ساير مردم از داخل و خارج در منزل امين الدوله و معير الممالك و وزير دول خارجه و ديگران هريك به يك اسلوب ايّام تعزيت را به سر بردند . بعد از انقضاء ايّام تعزيت بناى سان سپاه را به تفصيلى كه سپه‌سالار و امين‌لشكر ديده بودند گذاشتند . چادرپوشى در بيرون سراپرده برپا داشتند و از جلوپوش منجلابى كه بود در چمن فرو مىرفت و عبور عثور داشت ، پل چوبى كه سوار يك‌يك توانند از آن منجلاب عبور كرد بستند . در يك روز هشت هزار سوار و تفنگچى طالش يك‌يك از آن پل از حضور مبارك اعليحضرت اقدس همايون گذشتند تا به ايلات قزوين رسيده بعد از عبور برحسب معمول سركردگان و سپه‌سالار كه متصل واقف حضور بود و امين‌لشكر و لشكرنويسان با شال و كلاه جمعا از شدت آفتاب در سايهء پوش و ظل ظل اللهى ايستاده ، آنچه شايست و بايست به عاليجاه محمد رحيم خان سرتيپ و سركردگان ايلات فرموده مرخص فرمودند . خود برخاستند ، قدغن چنين شد كه هركس سان مىدهد ، نفرى پنجهزار خرجى بدهند مرخصند كه اردو زياده بر اين گرانى نشود . تا سان جميع قشون تمام شد و مرخص شده دسته‌به‌دسته رفتند . با آن گرانى سيورسات منحصر به همان سوارى پنجهزار شد كه از كرامات امين‌لشكر بود . يك روز سركردگان ايلات را احضار به حضور كردند كه قبلهء عالم شفاها فرمايشات فرموده مرخص شوند . عاليجاه محمد رحيم سرتيپ كه تعاقب وقت مىگرديد ، سركرده‌ها را خبر كرده مگر سه نفر را صفر على خان جليلوند و محمد على خان رشوند و وليخان عمارلو كه اينها بايد اخراج و سياست شوند . فهرستى به خاكپاى همايون نوشته ، پنهانى از سركار سپه‌سالار ، بتوسط اهالى خلوت به شاه رسانده‌اند . قبلهء عالم همان فهرست را بتوسط رضا خان - نايب آجودان‌باشى - نزد سپه‌سالار فرستاده ،