تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
گشت سليمان را ، يعنى عين القطر ازان تماثيلها و صورتها كرد روز پس سليمان دعا كرد و خداى عزّ و جلّ جان به تن ايشان اندر كرد ، و اسفنديار از ايشان بود ، كه چون گشتاسپ را فرزند نبود ، اسفنديار را به پسرى بداشت . و از رستم به تركستان گريخت تا رستم از پس وى برفت به‌كشتنش . و اسفنديار را از بهر آن رويين‌تن خواندندى . و اين همه محالات عظيمست . و لكن به حكم آنكه در خرافات و كتابهاى دارس ديده بوديم ، ياد كرديم - بعدما كه مغان چنين گويند و آن را حقيقتى نيست . و از آنچه بر اصلست و راويان بران متّفق ، در سيرها و تاريخ جمله آنست كه شرح دادم - و اللّه أعلم بأسراره و هو عليه شهيد تعالى ذكره .

فصل دوّم از باب نهم

اندر مدّت پادشاهى اين طبقات و ذكر بناها و كارهايى كه در عصر خود كردند

طبقه‌ى پيشدادان از روايت بهرام موبد شاپور بيرون از سى سال گيومرث

پادشاهى هوشنگ چهل سال بود

به همه روايت اين‌قدر گويند ، و بسيار چيز از تجربت بدست آورد كه شرح گفته شود . و ابتداى عمارت كردن در عالم اندر عهد او بود و كاريز كندن ، و تأليف علم نجوم از وى خاست ، بعد از آنكه ادريس عليه السّلام بدست آورد . و اصطخر را وى بنا نهاد ، و پارسيان كدابوم شاه خواندندى ، و اصل شا ؟ ؟ ؟ ان رى ، كه اكنون خرابست و دامغان ، وى كرد و به سواد كوفه شهرى كرد ، و گويند خود كوفه است . و به مرگ بيرون شد از جهان - و اللّه أعلم .

پادشاهى طهمورث سى سال بود

ديوان را مسخّر كرد ، و در عمارت بيفزود و اوّل نوشتن و خواندن در عهد او بود ، ديوان تعليم كردند ، و بسيارى از جانوران وحشى اهلى كرد و شكار آموخت ، و كهندز مرو و شهرستان بابل و كرداباد بزرگترين و * هفت شهر از مداين كه اكنون
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 33 | ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى ) / نجم الدين سيف آبادى / زيگفريد وبر