تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨

ذكر نواويس كيانيان

كيقباد به دار الملك پارس بمرد ، و آنجا ستودانش كردند ، و به روايتى ديگر به بلخ . كيكاوس به اصطخر از دنيا برفت ، و آنجا به استودان پدرش نهادند . سياوش و كيخسرو : سياوش را به تركستان كشتند به بهشت كنگ كه خود ساخته بود ، و از خون وى گياهى برست كه آن را خون سياوشان گويند . و كيخسرو چون پادشاهى به لهراسپ داد ناپيدا شد . طوس و بيژن و فريبرز با كيخسرو بودند . چون از او بازماندند در ميان برف بمردند و ناپيدا شدند . لهراسپ به بلخ بر دست نبيره‌ى افراسياب كشته شد ، و او را آنجا بنهادند . بهمن : او را اژدها بيوباريد به در كجين * ميان رى و اصفهان ، و به روايتى به شهر بلخ مرد . كرشاسپ و نريمان و سام و زال و رستم : كرشاسپ را و نريمان را ستودان به سيستان ساختند ، و سام به زمين هندوان ؛ و رستم را به سيستان بازبردند ، ازان چاه كه برادرش ساخت ، و فرامرز ايوانى عظيم بساخت برابر ستودان كرشاسپ ، و چون كشته شد ، بر دست بهمن به هندوستان ، او را به ستودان پدر بازآوردند ؛ و زال در عهد داراى بن داراب بمرد ، و هم به ستودان جدّانش بازآوردند . هماى چهرآزاد : بعضى گويند به شام نهاده است ، و اهل پارس گويند به پارس نهاده است . داراى بن بهمن به پارس نهاده است . داراى بن داراب به پارس نهاده است . جاماسپ حكيم : بر پانزده فرسنگ شيراز شهرى است ، آن را خور خوانند ، بر سر تلّى گنبدى ساخته‌اند و او را آنجا دفن كردند . اسكندر به شهرزور بمرد ، امّا او را به اسكندريّه بردند . اردشير بابك به اصطخر مدفونست . هرمزد شاپور به پارس نهاده است . بهرام بن هرمزد : قومى به پارس گويند نهاده است و بعضى به شام . بهرام بن بهرام : معلوم نيست .