تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧

ذكر دوّم اندر نواويس ملوك عجم و بعضى معروفان ، چنان كه معلوم گشت ، ذكر آن كرده شود و جايگاهى كه كسى رسيده است .

گيومرث : او را در كتب فارسيان آدم شمرند ، و گفته‌اند كه او را به كوه هندوان مرگ رسيد . هوشنگ : چيزى زيادت معلوم نيست ، جز آنكه به زمين پارس بمرد و آنجا ستودان ساختند . طهمورث : حمزه در كتاب اصفهان چنين آرد كه اين كوه را كه اكنون آتشگاه خوانند از جمله بيوت عبادات بوده است در عهد طهمورث ، و آن را مينودز خوانده‌اند ، و بتان نهاده بودندى بسيار ، چنان كه از جمله شهرهاى مشرق آنجا آمدندى به حجّ كردن تا روزگار گشتاسپ ، و اسفنديار به فرمان پدر آن را از بتان خالى كرد و آتشگاه كرد . و هم بران بماند تا شاه اسكندر آن را خراب كرد ، و چنان آورده‌اند كه طهمورث آنجا نهاده است . جمشيد را ضحّاك به بابل آورد و به ارّه به دو نيم كرد و بسوزانيد ؛ و اثرى نماند . ضحّاك : فريدون او را ببست بر سر كوه دماوند و به مسمارهاى گران به ديوار چاه بدوخت و سنگى به افسون بر سر وى ببست كه چون قصد برآمدن كردى بر سرش آمدى ، و همچنان بماند - و خداى تعالى داناست به حال او . فريدون : تخت و خوابگاه و ناؤس خويش بفرمود به زمين تميشه و طبرستان ، و بسيار سالها بماند و مدروس گشت . منوچهر : به زمين پارس اندر ، بمرد ، و ستودان آنجا گويند و بعضى به اصفهان گويند . نوذر : ناؤس او به گرگان ساخته بودند . افراسياب : كيخسرو او را با برادر او ، گرسيوز ، و جهن ، پسرش ، و بسيارى از خويشان او به آذرگشسب بكشت در حدّ چيش و اران . و بعد ازان كفن بفرمود و ستودان ساخت آنجا . زاب : به اصطخر بمرد ، و ستودان به كوه‌پايه ساختند .