ذكر آن حضرت در هر صبح و شام
403 - قطب راوندى گويد : روايت شده كه چون على بن الحسين عليهما السّلام را نزد يزيد بردند ، حضرت را مقابل خودش نگهداشت و استنطاق مىكرد ، تا كلمه اى از آن حضرت بشنود كه به بهانهء آن گردنش را بزند . زين العابدين عليه السّلام به تمام سخنان يزيد پاسخ مىداد ، در حالى كه تسبيح كوچكى كه در دست داشت با انگشتان مىگردانيد .
يزيد گفت : چرا موقع پاسخ دادن به سخنان من ، با بىاعتنائى مشغول گرداندن تسبيح دست خود هستى ؟ ! حضرت فرمود : پدرم از « جدم » نقل كرد كه چون از نماز صبح و تعقيبات آن فارغ ميشد ، با كسى سخن نمىگفت تا اينكه تسبيح را از جلوش بر مىداشت و مىگفت : « خدايا صبح كردم در حالى كه به اندازهء گردش دانه هاى تسبيح خود ترا تسبيح و تمجيد مىكنم ، و به حمد گفتن و ذكر توحيد تو مىپردازم » - سپس امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : « جدم » پس از گفتن اين ذكر - دانه هاى تسبيح را گردش مىداد و به كارهاى روزانه خود مشغول مىشد ، و با مردم سخن مىگفت ، بدون آنكه ذكر گذشته را تكرار كند . و فرمود : با اين كار به شمارهء گردش دانه هاى تسبيح برايش ذكر خدا حساب مىشود و آن حرز - يعنى وسيله پناهندگى - به حق تعالى است ، تا وقتى كه به
سنن النبي ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٤٧