و از آن دو مرد كه هر روز بكشتندى يكى را خلاص دادند و سوى [ 1 ] صحرا فرستادند از ميان مردمان ، و كردان از نژاد ايشاناند ، و ضحاك تنها بجادوى بفرمان ابليس سوى جزيرهء برموميه رفت بطلب دختران راغب و غالب از ملّت صالح پيغمبر عليه السلام ، و آنجايگاه در بند افتاد كه جادوئى او با نام و ذكر ايزدى بس نيامد ، تا خلاف [ 2 ] يافت و گرشاسف مالها برد بفرمان ضحّاك و باز خريدش ، و اين همه شرح و قصهاست كه اگر توفيق يابيم انشاء اللّه گفته شود ، اين ذكر مانند فهرستى است على الولى پس ايزد تعالى افريدون را برانگيخت و كارها رفت تا ضحاك را بگرفت ( 27 - آ ) و چهل سال بسته برهيونى ، گرد عالم بگردانيد ، و بر آخر بكوه دماوند در چاهى ببستش استوار ، بعضى گويند هنوز بجايست ، جادوان روند و از وى تعليم كنند [ و ] نامعقولست اين سخن : دار الملك او بابل بود اوّل ، و آنجايگاه سراى بزرگ كرده بود و كلنگ ديس [ 3 ] نام نهاده و بعضى آن را دس حت [ 4 ] خوانند ، و از ان پس ايليا دار الملك ساخت و دژ هوخت سراى و ايوان او بودست ، و ايليا بيت المقدّس است ، چنانك فردوسى گويد : بيت -
بتازى ورا خانهء پاك دان * برآورده ايوان ضحّاك خوان
و بعضى از پارسيان او را [ اور ] شليم خوانند و خانهء پاك بيت المقدس كه خوانند [ 5 ]
پادشاهى افريدون پانصد سال بود
چون از ضحّاك پرداخته شد گرشاسف و نريمان را بتركستان فرستاد ، و كاوه اصفهانى [ را ] بروم ، تا پادشاهى بر وى راست كردند و گرشاسف بعد از اين به مغرب رفت بطنجه ، چون باز آمد بمرد ، و فريدون قارن كاوه را بچين فرستاد ، تا كوش پيل
هامش
[ ( 1 ) ] اين قبيل ياها را هم كه اصلى است بياى كوچكى كه شبيه همزه است نوشته و چون آن شكل ( يا ) در مطابع نيست با ياء معمولى بطبع ميرسد .
[ ( 2 ) ] ظ : خلاص
[ ( 3 ) ] كذا : حمزه قال :
فاتخذها دارا على هيئت كركى و سمّاها كلنگ ديس . و سمّاها الناس و من حت ( ص 24 ) فردوسى :
كنگ دژهوخت . طبرى مسكن ضحاك را حصن زرنج دانسته ( جلد اول ص 205 ) .
[ ( 4 ) ] ؟ دبن حتب ؟
هم خوانده مىشود . حمزه : دمن حت . ظ : دژهوخت ( ؟ )
[ ( 5 ) ] كه ، زايدست و مراد آنست كه خانهء پاك ترجمه پارسى بيت المقدس است .