و بمراغه بردش و ملاحده ( 296 - آ ) ناگاه از در سراپردهء او باز رفتند و بكشتندش و هم بمراغه دفن كردندش . الراشد باصفهان حماه اللّه من الافات دفن كردند ، المقتضى [ 1 ] ببغداد دفن كردندش . المستنجد ببغداد دفن كردندش هم بمقابر خلفا المستضيء هم ببغداد دفن كردندش .
فصل
در ذكر جماعتى از اهل بيت پيغامبر عليهم السلام و نسق و نسب و مختصرى از اخبار
فاطمة الزهرا بنت رسول عليهما السلام ،
بعد از پيغامبر عليه السلام بشش ماه فرمان يافت ، و پنج ماه نيز گويند ، و بعضى چهل روز گويند ، و او را بگورستان بقيع امير المؤمنين على بدست خود دفن كرد ، و عمرش هيجده سال بود و هفتاد و پنج روز گويند ، و بيست و يك سال هم روايت است ،
و چون امير المؤمنين على رضى اللّه عنه از گور او بازگشت اين بيتها بگفت و همى خواند :
لكلّ اجتماع من خليلين فرقة * و كلّ الذى دون الفراق قليل
و انّ افتقادى فاطمة [ 2 ] بعد احمد * دليل على ان لا يدوم خليل
( 296 - ب )
و همچنين گويند روزى امير المؤمنين على رضى اللّه عنه بر گورستان همى رفت و ميگفت : السلام عليكم يا اهل القبور اموالكم قسمت و دوركم سكنت و نساؤكم نكحت فهذا خبركم عندنا فما خبرنا عندكم . پس هاتفى آواز داد : و عليك السلام ما اكلنا ربحنا و ما قدمنا وجدنا و ما خلفنا خسرنا . يعنى آنچ خورديم سود كرديم و آنچ پيش بفرستاديم بيافتيم نيكى و بدى و آنچ بگذاشتيم خاسر گشتيم ،
و ذكر امير المؤمنين على و حسن و حسين رضوان اللّه عليهم اجمعين گفته شدست ، اما فرزندان ايشان را مختصرى از اخبار و نسب ياد كنيم ، آغاز از فرزندان على و از آن سبب كتا از يك روى بود [ 3 ] در نسب خلفا ياد نكرديم برسان ديگران ،
ذكر فرزندان امير المؤمنين على عليه السلام :
الحسن و الحسين و زينب و ام كلثوم از فاطمه بنت النبى عليهم السلام بودند ، و محمد بن الحنفيه از خولة -
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : المتقى
[ ( 2 ) ] ظ : فاطما
[ ( 3 ) ] كه تا از يك روى بود - يعنى تا رويهء كتاب بهم نخورد .