مدت امارت او بيست و يك سال امتداد يافته و در اين اوقات صد و بيست هزار كس باليقين به تيغ ستم او كشته گشتند و ساير كشتگان معارك او را غير خدا كه عالم السر و الخفيات است كسى ندانست .
عبد اللّه بن سهل در كتاب اوايل آورده است كه : اول كسى كه محمل ساخته بر آن سوار شد حجاج بود ، و او نخست شخصى است كه سفاين را به قير بيندود ، و بر دست مردم ، نام مواضعى را كه در آنجا تولد نموده بودند نقش كرد ، و هزار هزار درم به يك بار صله داد و مردان و زنان را در يك زنجير كشيده محبوس گردانيد . و گويند كه حجاج اول كسى است كه در مجلس او هزار مائده به يك بار نهادند . و ساختن زندان بىسقف از جملهء بدعتهاى او است . و شهر واسط از جملهء بناهاى حجاج است .
در نثر الدرر آورده است كه حجاج روزى از ندماى خود پرسيد كه چهچيز ماندگى را ببرد ؟ بعضى جواب دادند كه خواب ، و برخى گفتند كه دلاك ، و زمرهاى بر زبان آوردند كه حمام . حجاج گفت چيزى را كه در طلب او مانده شده باشى چون بيابى ماندگى محو شود !
نقل است كه نوبتى حجاج وكيل خود را گفت مال مرا در دست كسى مينداز كه من از ستاندن آن عاجز آيم . وكيل سؤال كرد آنكس كه باشد كه امير وجه خود را از وى نتواند گرفت ؟ جواب داد كه : مفلس .
از سخنان حجاج است كه : ضعف السلطان اضر من جوره لأن ضعفه يعم و جوره يخصّ . عجز و ضعف پادشاه ضرر بيشتر دارد از ظلم او زيرا كه مضرت ضعف او بر جميع رعايا شامل باشد و ظلم او مخصوص به بعضى بود .
و ايضا از كلمات او است كه : ان اللّه كتب على الدنيا الفناء و على الآخرة البقاء فلا يغرّنكم شاهد الدنيا عن غايب الآخرة و اقهر و اطول الأمل بقصر الأجل و حسن العمل .
وليد بن عبد الملك
بعد از مرگ پدر به امر حكومت پرداخت و مسجد جامع دمشق كه آن را « جامع بنى اميه » گويند او ساخت ، و مسجد حضرت مقدس نبوى صلى اللّه عليه و آله را در مدينه به فرمان او وسيع گردانيدند و مسجد اقصى را نيز تجديد عمارت كرد . [ و وضع منار جهت بانگ نماز از جملهء اختراعات او است .
در تاريخ گزيده مسطور است كه وليد در راه باديه مصانع احداث كرد ] « 1 » و در عمارت
هامش
( 1 ) . فقط مس .