السم مرتين و هذه الثالثه . و خواجه محمد پارسا در فصل الخطاب آورده كه حسن عليه السلام را شش بار زهر دادند پنج بار كار نكرد و در كرت ششم به رياض جنان خراميد .
و هم در آن كتاب مكتوب است كه روزى امام حسن ( ع ) نان مىخورد . مردى درآمد و عرض كرد كه مرا ده هزار درم قرض است . آنجناب فرمود كه ده هزار درم به او دهند و او را مردمى نان نكرد ( ؟ ) چون آن شخص بيرون رفت گفتند يابن رسول اللّه ! ده هزار درم بخشيدى و نگفتى كه بيا نان بخور . جواب داد كه به آن خداى كه مرا به راستى به خلق فرستاد كه من تا امروز نه مىدانستم كه كسى را ببايد گفت بيا تا نان خورى .
از سخنان آنجناب است كه : هلاك الناس فى ثلث : الكبر و الحرص و الحسد .
الكبر هلاك الدين و به لعن ابليس . و الحرص عدو النفس و به اخرج آدم من الجنة .
و الحسد تزايد السودا و منه قتل قابيل هابيل . يعنى هلاك مردم در سه چيز است : كبر و حرص و حسد . پس تكبر سبب هلاكت دين است و بدان جهت ابليس ملعون گشت . و حرص دشمن نفس است و به آن سبب آدم از بهشت بيرون افتاد و حسد تزايد سوداى بدن است از آن جهت كشت قابيل هابيل را .
و قال عليه السلام : ما رأيت ظالما اشبه بمظلوم من حاسد . [ يعنى نديدم ظالمى مانندهتر به مظلوم از حسد برنده .
و من كلامه ايضا : من بدأ بالكلام قبل السلام فلا تحسبوه .
و قال رضى اللّه عنه : حسن السؤال نصف العلم ] « 1 » .
ابو عبد اللّه حسين بن على عليه السلام
در اوايل شعبان سال چهارم از هجرت متولد گشت و ميان تولد امام حسن ( ع ) و علوق نطفهء فاطمه به حسين ( ع ) چهل روز بوده على اختلاف القولين . و مدت حمل امام حسين عليه السلام به روايت اكثر مورخان شش ماه بوده و هيچ فرزندى غير از وى و يحيى بن زكريا عليه السلام شش ماهه بر زمين نيامده مگر آن كه زود مرده باشد . در فصل الخطاب به اين عبارت مذكور است كه گفته شد .
از اخلاق امام حسين ( ع ) نيز چيزى بگويم . روزى طعام مىخورد . كنيزكى بر سر وى ايستاده بود با كاسهء طعام . كاسهء طعام از دست وى بيفتاد . وى خشم گرفت . كنيزك
هامش
( 1 ) . فقط مج .