زيور عقل محلى باشد توانگرترين مردم بود و مفلسترين بنى آدم آن كس است كه به حماقت موصوف باشد و هركه را خودپسندى اكثر ، وحشت او بيشتر ، و بهترين كمالات نفسانى ، حسن خلق است .
و من كلامه ايضا : الغنى فى الغربة وطن و الفقر فى الوطن غربة . مقصود از اين كلمه آن است كه هركس در غربت صاحب ثروت بود مردم به مصاحبت او رغبت نمايند و آن كس كه در وطن به بلاى فقر و درويشى مبتلا باشد اقربا و خويشان از مجالست و همنشينى او گريزان باشند .
و قال : فوت الحاجة اهون من طلبها الى غير اهلها . يعنى نارسيدن به مقصود آسانتر است از آنكه ،
مصرع :
عجز به درگاه لئيمان برند ،
و از ايشان طلب نمايند .
و از سخنان شاه مردان است كه : من يعط باليد القصيرة يعط باليد الطويلة . يعنى هر كه نفقه كند از مال خود طلبا لمرضاة اللّه تعالى و آن مال اگرچه اندك باشد حضرت عزت او را درعوض ، مال بسيار كرامت فرمايد . و غرض از دو « يد » در اين كلمه ، دو نعمت است .
و از كلمات آن سرور است كه : ما احسن تواضع الاغنياء للفقراء طلبا لما عند اللّه سبحانه و ما احسن تيه الفقراء على الأغنياء اتكالا على اللّه سبحانه . خلاصهء معنى اين كلام آن است كه چه خوب است فروتنى توانگران نسبت به درويشان و از آن خوبتر تكبر اهل فقر است نسبت به ايشان بنابر توكل و اعتمادى كه دارند بر عنايت ملك مستعان .
و از اشعار بلاغت شعار آن قدوهء اخيار بر اين دو بيت اختصار مىرود .
شعر
رضينا قسمة الجبار فينا * لنا علم و للاعداء مال
فان المال يفنى عن قريب * و ان العلم باقى لا يزال
ابو محمد حسن بن على مرتضى ( ع )
در نسخ معتبره بهنظر درآمده كه چون امير المؤمنين على عليه السلام به جوار مرحمت و