دوستى و محبت معوض شود .
و گفت : بدترين مردم شخصى است كه بنابر بدگمانى بر هيچكس اعتماد ننمايد و هيچكس هم بهواسطهء سوء افعال و قبح اعمال بر وى اعتماد نفرمايد .
بو ذر جمهر حكيم
در زمان انوشيروان عادل به مرتبهء وزارت رسيده در سلك خواص كسرى انتظام يافت .
از كلمات او است كه : پنج چيز به مقتضاى قضا و تقدير ربانى است و سعى و تدبير انسان در آن دخلى ندارد : زن موافق خواستن ، و فرزند آوردن ، و مال يافتن ، و به اعلى مدارج حشمت و جاه رسيدن ، و به عطيهء عمر دراز فايز شدن . و پنج چيز به جد و جهد بنده حاصل گردد : علم ، و ادب ، و شجاعت ، و يافتن بهشت ، و رستن از دوزخ . و پنج چيز از مقتضيات طبيعت است : وفا و مدارا و سخاوت و تواضع و راستگوئى . و پنج چيز موروثى است : روى خوب و خوى خوش و همت بلند و متكبرى و سفلگى .
نقل است كه روزى كسرى مجلس عظيم آراسته به احضار حكماء و موبدان مثال داد و اشارت فرمود كه هريك از حضار ، كلمهاى چند كه متضمن صلاح احوال پادشاهان و زيردستان باشد بيان فرمايند و هركس از اهالى آن محفل در آن باب استقصا نمود . چون نوبت به ابو ذر جمهر رسيد به عرض رسانيد كه من مقصود ملك را در دوازده كلمه ادا نمايم . انوشيروان سؤال كرد كه آن كلمات كدام است ؟ حكيم جواب داد كه :
اول : پرهيز است از شهوت و غضب و هواى نفس .
دويم : صدق است در گفتار و وفا به مواعيد و شروط و عهود و مواثيق .
سيم : مشورت است با ارباب دانش در آنچه سانح شود از حوادث .
چهارم : اكرام علماء و اشراف و [ امراء ] « 1 » و كتاب است على قدر مراتبهم .
پنجم : تعهد قضات و تفحص عمال و جزا دادن نيكوكار و بدكردار بهواسطهء احسان و اسائت ايشان .
ششم : تفتيش زندانيان است هرچند گاه تا گناهكاران را عقوبت فرمايند و هركه مستحق گذاشتن باشد اطلاق فرمايند .
هفتم : تعهد طرق و اسواق و اهل تجارت است .
هامش
( 1 ) . فقط مج .