جالينوس « 1 »
از اكابر حكماى كرام و مشاهير اطباء عظام بود بلكه بعد از وى هركس در پى تحصيل علم طب دويد به گردش نرسيد .
از سخنان او است كه : شرف نفس ، انسان را بر آن توان داشت كه از ارتكاب اعمال دون و افعال خسيس عار دارد و همواره همت او بر اكتساب عظايم امور و جلال قضايا مقصور باشد .
و فرمود كه : هر دوستى كه به نصيحت و موعظت قيام ننمايد و دوست را از عيوبى كه دارد تنبيه نفرمايد مستحق آن است كه از او بپرهيزند و به مهاجرت او تن دردهند .
ذيمقراطيس « 2 »
از اعاظم حكماى زمان خود بود .
از كلمات او است كه : آدمى را در وقت عزت و رفعت بايد آزمود نه به هنگام خوارى و مذلت .
و فرمود كه : عالم عنادكننده بهتر است از جاهل انصافدهنده .
و گفت كه : بسيار شيرين مباش تا فرو برندت و آنقدر تلخ مباش كه از دهان بيرون افكنندت .
و گفت كه : عالمى كه به مقتضاى علم خود عمل ننمايد مانند مريضى است كه دارو داشته باشد و بدان رنج خود را معالجه نفرمايد .
اقليدس صورى « 3 »
نخستين حكيمى است كه در فن رياضى سخن كرده آن علم را علىحده تدوين نمود و مصنف وى موسوم به اسم او است .
شخصى به اقليدس گفت كه من چندان كوشش نمايم كه روز عمر تو به شام اجل مبدل گردد جواب داد كه من چندان سعى فرمايم كه خشم و غضب تو نسبت به من به
هامش
( 1 ) .Galienاز دانشمندان پزشكى يونان ( 131 تا حدود 210 ميلادى ) ( ن ) .
( 2 ) .Democriteفيلسوف يونانى در قرن پنجم قبل از ميلاد ( ن ) .
( 3 ) .Euclideدانشمند رياضى از مردم يونان ( 306 تا 208 قبل از ميلاد ) ( ن ) .