و ايضا من كلامه : حسن الصبر طليعة النصر يعنى هركه احتمال شدايد نمايد و صفت حلم و اصطبار را شعار خود سازد شجرهء احتمال او به ثمرهء نصرت و اقبال بارور گردد .
هماى
ملكهء جميلهء عادله بود . شهر جربادقان از آثار او است و به روايتى هزار ستون اصطخر نيز از جملهء عمارات هماى است .
داراى اكبر
سلطان دادگستر و خاقان رعيتپرور بود و دار ابجرد از بناهاى اوست .
در تاريخ جعفرى مسطور است كه قلعهء رحبه را هم دارا ساخت و به زعم صاحب تاريخ گزيده و اصحاب اخبار در ولايت ترتيب اسب يام « 1 » در منازل از جملهء مخترعات داراب است .
از كلمات او است : مثل العدو الضاحك اليه مثل الحنظلة الخضرة اوراقها القاتل مذاقها . يعنى دشمنى كه با تو خوشخوئى و تازهروئى نمايد مانند حنظلى است كه ظاهر او به صفت خضرت و نضارت موصوف و معروف باشد و خاصيت او مثال زهر جانگزاى و بهسان شمشير عمرفرساى بود . پس بر عقلا واجب است كه به طراوت ظاهرى او فريفته نشوند و از سميت باطن او غافل نباشند .
دارا بن داراب
پادشاهى با سياست جبار و ملكى با سطوت خونخوار بود . به اعتقاد صاحب [ تاريخ ] گزيده شهر ابهر از آثار او است و به « داراى اصغر » مشهور است .
از سخنان او است كه لا تطمع فى كل ما تسمع . طمع مدار كه هرچه بشنوى بيابى .
و گفت كه : يا اخى ! انظر الى ملك الملوك و صاحب اقاليم السبعه جريحا ساقطا على التراب منفردا عن الاصحاب و الاحباب قد زال ملكه و خان هلكه فاعتبر بما ترى قبل ان تصير عبرة للناظرين . خلاصهء معنى اين سخن آن است كه اگر به قوت تفوق و استيلا ،
هامش
( 1 ) . در تاريخ گزيده : « صاحب خبران را تعيين كرد تا اخبار زودتر به دو رسانند . فارسيان ايشان را « بريده دم » گفتند . عرب بعضى حذف كردند « بريه » خواندند » .