آويخته شده بود ، لاجرم در آن موضع كه به لطافت هوا بهترين مواضع شيراز بود آن عمارت ساخته و پرداخته آمد .
گويند كه چون امير محمد مظفر شيراز را مسخر كرد در امر معروف و نهى منكر به مرتبهاى مبالغه كرد كه اولاد امجاد او و ظرفاى آن ديار از وى به « محتسب » تعبير مىفرمودند و شاه شجاع در آن اوان اين رباعى به نظم آورد .
در مجلس دهر ساز مستى پست است * نى چنگ به قانون و نه نى در دست است
رندان همه ترك مى پرستى كردند * جز محتسب شهر كه بىمى مست است
در وقتىكه برادر آن پادشاه فضيلت پناه - شاه محمود - كه حاكم اصفهان بود فوت شد اين رباعى را در سلك نظم كشيد :
محمود برادرم شه شير كمين * مىكرد نزاع از پى تاج و نگين
كرديم دو بخش تا بياسايد خلق * او زير زمين گرفت و من روى زمين
و اين سه رباعى نيز از نتايج طبع نقاد شاه شجاع است :
يك چند طريق رهروان گيرم پيش * وز ناز و نعيم ياد نارم كم و بيش
مردانه در اين راه بپويم پس و پيش * شايد كه رسم به آرزوى دل خويش
* * *
اى كرده رخت غارت هوش دل ما * عشق تو شده خانهفروش دل ما
سرى كه مقربان از آن خاموشند * عشق تو فروگرفته به گوش دل ما
* * *
جان در طلب وصل تو شيدائى شد * دل در غم گيسوى تو سودائى شد
اندر طلب وصل تو در گرد جهان * بيچاره دلم بگشت و هرجائى شد
و بلبل طبع سحرساز آن پادشاه سرافراز همچنان كه در گلزار نظم ، نغمات موزون مىسرائيد در بوستان نثر نيز الحان بلاغتنشان به سمع فضلاى زمان مىرسانيد و از جملهء منشآت او مكتوبى است كه به حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان در سلك تحرير كشيده و جناب اشرف الفضلاء مولانا شرف الدين على اليزدى آن مكتوب را به جنس در ظفرنامه مثبت گردانيده « 1 » ، فليطالع شمه .
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به ظفرنامه جلد اول چاپ امير كبير ، به تصحيح محمد عباسى ، سال 1336 ، صفحهء 308 - در كتاب آل مظفر محمود كتبى به تصحيح دكتر عبد الحسين نوائى هم اين نامه با نسخه بدلهايش آمده ( اميركبير ، تهران ، 1364 ، ص 114 تا 118 ) و نيز اسناد و مكاتبات تاريخى ايران از تيمور تا شاه -