بخش سوم 1 تفسير و تأويل
تفسير « 1 »
1 ) تفسير به معناى لغوى
« تفسير » در لغت به معناى بيان و كشف است ، « 2 » و در قرآن كريم نيز - كه يك بار آمده است - به همين معنا به كار رفته است :
وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً
« 3 » . بنابراين ، « تفسير » يك « كلام » ، عبارت است از كشف مدلول آن ، و بيان معنايى كه لفظ به آن اشاره دارد .
بر اين پايه ، مىتوانيم سؤال ذيل را عنوان كنيم : آيا مىتوان بيان كردن معناى ظاهر لفظ را كه به ذهن متبادر مىشود ، « تفسير » ناميد ، به گونهاى كه لفظ تفسير با معناى لغوى خويش آن بر آن صدق كند ، يا نه ؟
در اينجا يك ديدگاه بيان مىدارد كه « كشف » و « بيان » كه در معناى تفسير در كار آوردهايم فرض وجود درجهاى از ناآشكارى و پيچيدگى معنى را در دل خود دارد ، و « كار » تفسير پردهبردارى از همين ناآشكارى ، و گرهگشايى همين پيچيدگى است . بنابراين ، « تفسير » تنها
هامش
( 1 ) نوشته شهيد صدر قدّس سرّه
( 2 ) لسان العرب ، مادّهء « فسر »
( 3 ) فرقان / 33