وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ
« 1 » . فرمود : آيه چنين است : . . . و آل عمران و آل محمّد على العالمين ؛ كه نامى را به جاى نام ديگر نهادهاند .
پاسخ اين دسته از روايات ، به شرح ذيل است :
اوّلا ، امّت اسلام ، به رغم مذاهب مختلف آن ، بر عدم وقوع تحريف به زياده در قرآن كريم اجماع كردهاند ؛ به علاوه ، روايات بسيارى بر عدم وقوع تحريف به زياده دلالت دارند .
ثانيا ، اين دسته از روايات با خود « كتاب » نيز تعارض دارند ؛ و ائمّهء اهل بيت عليهم السّلام خودشان لزوم عرضه كردن احاديث ايشان را بر كتاب كريم را دستور دادهاند ، و توصيه كردهاند رواياتى را كه با كتاب سازگارى ندارند بر سينهء ديوار بكوبيم .
دستهء چهارم : رواياتى هستند كه دلالت دارند بر اين كه قرآن تنها در معرض تحريف به نقيصه قرار گرفته است . مانند روايت كلينى در كافى از احمد بن محمّد بن ابى نصر كه گفت :
« ابو الحسن عليه السّلام مصحفى را به من داد و فرمود : در آن نظر مكن . آن را گشودم و در آن اين سوره را قرائت كردم :
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا . . .
و در متن آن سوره نام 70 مرد از قريش را به نام ، همراه نامهاى پدرانشان يافتم . آن گاه فرمود : مصحف را نزد من فرست » « 2 » .
پاسخ اين دسته از روايات ، اين است كه زيادههاى موجود در مصحف ابو الحسن عليه السّلام يا ديگران را بايد بر توضيحى كه بيش از اين اشاره كرديم ، حمل كرد ؛ مبنى بر اين كه اين زيادهها در مقام تفسير بعضى از آيات قرآن هستند . در جاهايى نيز كه چنين محملى نتوانيم درست كنيم ، و چنين تفسير و توجيهى نتوانيم براى آنها داشته باشيم ، ناگزير بايد به كتاب كريم تمسّك كنيم كه اهل بيت عليهم السّلام به ما دستور دادهاند احاديث ايشان را پيش از توجّه به مضمون آنها بر آن عرضه كنيم ، و آن روايات را به دور افكنيم .
هامش
( 1 ) آل عمران / 33
( 2 ) كافى ، 2 / 631 ، ح 16