نيست و يا اينكه احتياط كرده بگويد ، چرا در عبادت قصد وجه لازم است و برود دنبال فحص يعنى اجتهاد و تقليد ؟
چنين كسى بايد اصالة الاحتياط را جارى كند .
جناب شيخ شما كه در باب اجزاء و شرايط برائتى هستيد ، چطور در اينجا احتياطى شديد ؟
بله ، در اينجا مىگوييم اگر كسى شك بكند وظيفهاش عمل به احتياط است و لو در ساير جاها برائتى باشم . چرا ؟
زيرا برخى از شرطها هست كه در مأمور به اخذ شده و لكن برخى از شرطها به حكم عقل بعد الامر توليد شدهاند ، حال :
آنجا كه گفتم اگر در شرط شك كرديم بايد برائت جارى كنيم منظورمان شرطهايى بود كه در مأمور به اخذ شدهاند . فى المثل :
1 - اگر شك كردى كه قبله در نماز شرط است يا نه ؟ برائت جارى كن .
2 - اگر شك كردى كه ستر عورت در نماز شرط است يا نه ؟ برائت جارى كن .
امّا در اينجا كه مىگوييم اگر شك كردى احتياط كن منظورم آن شرطهاى بعد الامر است كه از ناحيه حكم عقل صادر شده است ، فى المثل :
1 - اگر شك كردى كه نيت و يا تشكيلات نيت شرط عمل عبادى است يا نه ؟ بايد احتياط كنى .
چرا ؟
زيرا اگر در انجام نيت احتياط نكنى از اوّل تا به انتهاى عمل نگران خواهى بود كه آيا اطاعت مولى كردم يا نه ؟ و لذا مادامىكه انسان يقين به اطاعت حاصل نكند نبايد احتياط را از دست بدهد .
جناب شيخ حكم منصفانه در اينجا چيست ؟
اين است كه بگوييم : احتياط مستحب اين است كه : مكلّف ابتداء اقدام به احتياط يعنى انجام عمل از روى احتياط نكند ، بلكه ابتدا به دنبال فحص يعنى اجتهاد و تقليد برود .
چرا جناب شيخ ، منشأ اين حرف شما چيست ؟
زيرا فتواى مشهور ميان علماى ما اين است كه : انسان قبل از اجتهاد و تقليد ، احتياط نكند علاوه بر اين شهرت از علماى معقول يعنى متكلمين نقل اجماع شده است بر اينكه مكلّف با نيت كامل يعنى با قصد وجه انجام دهد و نه با احتمال وجه ، چنان كه علماى منقول نيز از جمله سيد رضى و سيد مرتضى در علم فقه و اصول ادعاى اجماع كردهاند بر اينكه مكلّف بايد به دنبال اجتهاد و تقليد رفته و عمل را با قصد وجه انجام دهد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 34
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٤