جناب شيخ نظر شما راجع به مطلب فوق چيست ؟
به نظر من ، فحص از آن جهت كه فحص است ، شرط عمل به احتياط نيست .
پس مراد حضرات در قول مذكور چيست ؟
مرادشان اين است كه ، احتياط تو ، قبل از فحص ، احتياط نيست .
مگر احتياط قبل از فحص با احتياط بعد از فحص چه فرقى دارد ؟
فى المثل شما نمىدانيد كه دعاء عند الهلال واجب است يا نه ؟
اگر بخواهيد بدون فحص از ادلّه احتياط كرده ، اقدام به خواندن دعا بكنى ، آيا دعا را با قصد وجه انجام مىدهى يا بدون قصد وجه ؟
اگر بگوييد با قصد وجه انجام مىدهم ، به شما گفته مىشود اين تشريع است ، وجوب را از كجا آوردى ؟
اگر بگوييد بدون قصد وجه انجام مىدهم ، گفته مىشود لغو بوده و ديگر عبادت نيست .
امّا :
اگر ابتدا به دنبال ادلّه رفتى و پس از فحص دليلى بر وجوب دعاى مزبور پيدا نكردى ، ديگر قصد وجه در حق شما معتبر نبوده ساقط مىشود ، و لذا مىتوانيد عمل را به احتمال وجه بجاى آورى ، بدين صورت كه دعا عند الهلال را بجا مىآورم احتياطا قربة الى اللّه .
در اين صورت يعنى بعد الفحص و اليأس عن الدليل احتياط است و مىتوانى اقدام به احتياط بكنى .
جناب شيخ آيا شما نيز فحص را قبل از احتياط معتبر مىدانيد و يا اينكه احتمال الوجه را از اوّل كافى مىشماريد ؟
من در اينجا قائل به يك تفصيل هستم كه پس از تفصيل پاسخ اين سؤال را خواهم داد و لذا مىگويم :
اگر مكلّف مىخواهد بدون اجتهاد و تقليد يعنى بدون فحص در ادلّهء دينش به احتياط عمل كند ، دو صورت دارد :
1 - تارة احتياطش موقوف به تكرار است .
2 - و تارة احتياطش موقوف به تكرار نيست .
آنجا كه احتياطش موقوف به تكرار است مثل :
1 - اينكه نمىداند ظهر واجب است يا جمعه ، اگر بخواهد احتياط كند راهش تكرار است يعنى هم بايد ظهر را بخواند ، هم جمعه .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٢