پس مراد از « الّا انّ الاحوط عدم اكتفاء الجاهل . . . بالاحتياط » چيست ؟
اين است كه شيخ مىفرمايد : با اينكه ما قاطع به عدم مراعات قصد وجه بوده و گفتيم كه الاقوى فيه الصحّة و لكن احتياط را از دست نداده مىگوييم :
احتياط مستحب اين است كه : مكلّف جاهل به واقع حق ندارد بدوا به احتياط تنها اكتفا كرده و به دنبال اجتهاد و يا تقليد نرود .
سر مطلب در اينجا چيست ؟
اين است كه :
1 - از طرفى شهرت محصّله قدما بر اعتبار قصد وجه در عبادت قائم است ، چنان كه ما خود نيز چنين شهرتى را تحصيل كردهايم و صرفا منقول نمىباشد .
2 - از طرف ديگر بسيارى از فقها از جانب اهل كلام و اهل معقول نقل اجماع كردهاند بر اين كه ، مكلّف بايد عبادات واجبه را به نيت وجه الندب انجام دهد .
از طرفى هم سيد رضى و سيد مرتضى كه هريك از اهل منقولاند ، در موردى نقل اجماع نمودهاند ، فى المثل :
سيد رضى رحمه اللّه در مورد مسئله نماز فردى كه احكام نماز را نمىداند فرموده است :
فقهاى ما اجماع دارند بر بطلان نماز او ، و مرحوم سيد مرتضى در مسئله جاهل به قصر اين ادّعاى اجماع را تأييد كرده است .
حاصل و نتيجهء مطلب اينكه :
با وجود اين شهرت عظيمه و اين اجماعات منقوله و لو متواتر هم نباشند ، به خود اجازهء مخالفت صددرصد نداده و احتياط را از دست نمىدهيم .
پس مراد از « بل يمكن ان يجعل هذان . . . » چيست ؟
در حقيقت بيان سومين وجه و يا دليل بر مدّعاى مزبور است و لذا مىفرمايد :
اگرچه تا به حال روى فتواى خود ايستادهايم ، لكن احتياط را از دست نداده مىگوييم :
بر اساس مباحثى كه در باب حجيت اجماع منقول داشتيم امكان دارد كه بگوييم :
مىتوان اين اجماعات منقوله به علاوهء آن شهرت عظيمه را دليل محكمى بر لزوم اعتبار قصد الوجه دانست .
پس : بايد قاطعانه فتوا به بطلان عبادات تارك طريق اجتهاد و تقليد بدهيم .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١