سال دويست و هشتاد و دويم
حسين بن فضل مفسر كوفى نماند .
و حمارويه صاحب مصر بر دست غلامان خود به قتل رسيد و پسرش جيش « 1 » به حكومت نشست .
سال دويست و هشتاد و سيم
ابن رومى على بن عباس شاعر و محمد عباسى معروف به ابو العيناء درگذشتند .
سال دويست و هشتاد و چهارم
امير اسماعيل سامانى « 2 » صاحب ماوراء النهر به خراسان آمد و عمرو ليث اسير گشت و محبوس به دار الخلافهء بغداد افتاد و بعد از او سالها اولادش در سيستان حكومت كردند .
و در اين سال ابو عباده وليد بحترى طائى شاعر درگذشت .
سال دويست و هشتاد و پنجم
ابو الفوارس بهرام قرمطى صاحب بحرين بمرد و پسرش ابو سعيد قرمطى جانشين گشت .
سال دويست و هشتاد و ششم
ابو العباس محمد مبرد نحوى بصرى و ابو سعيد احمد خراز صوفى درگذشتند .
سال دويست و هشتاد و هفتم
ابو بكر ضحاك شيبانى بصرى قاضى اصفهانى درگذشت .
و داعى صغير با سپاه امير اسماعيل سامانى مصاف داده به قتل رسيد .
هامش
( 1 ) - متن : حسن . مجمل فصيحى خوافى : ابو الجيش .
( 2 ) - آل سامان از اولاد بهرام چوبينه بودهاند و اول اين طايفه امير اسماعيل بن احمد سامانى است و با او نه نفر از اين طبقه به سلطنت رسيدهاند : 1 - اسماعيل 2 - احمد 3 - امير نصر 4 - امير نوح 5 - امير عبد الملك 6 - امير منصور 7 - امير نوح 8 - امير منصور 9 - امير عبد الملك . مدت سلطنت اين فرقه يكصد و شانزده سال امتداد يافت و به غزنويان منتقل گرديد ( ر . ه ) .