بخارا شد و ابو الفيض خان چنگيزى را محصور و قلعه را مفتوح و اهل بخارا را مقتول و به حكم نادر شاه ، ابو الفيض خان برقرار ماند ، و رضا قلى ميرزا به بلخ رفته زمين داور را مضبوط كرد .
سال هزار و صد و پنجاهم
بعد از دوازده ماه محاصره قندهار مفتوح شد و اهالى آنجا مقتول و ايلچى روم برگشته ديگرباره مأمور شد .
نادر شاه كابل و غزنين بگشاد و غور و غيره بهدست نصر اللّه ميرزا مفتوح شد . هزاره و افغان به قتل درآمدند . رضا قلى ميرزا در جلال آباد به حضور پدر آمد و نايب سلطنت شد و به ايران رفت . نادر شاه به پيشاور رو نهاد و در آنجا خبر كشته شدن برادرش ابراهيم خان بهدست لگزيه دررسيد . نادر شاه متوجه شاه جهان آباد شد . زكريا خان لاهورى پيشكش گذرانيد باز به لاهور مأمور آمد .
خبر رسيد كه محمد شاه هندى با سيصد هزار لشكر و دو هزار زنجير فيل و سه هزار عرادهء توپ وارد كرنال - بيست فرسخى شاه جهان آباد - شده . نادر شاه از لاهور عازم مقاتله و عظيم آباد را مفتوح و به دو فرسنگى اردوى محمد شاه رسيد و جمعى را به مقابلهء برهان الملك صوبهدار كه با چهل هزار كس به معاونت محمد شاه مىآمد نامزد كرد .
مأمورين ، بسيارى را قتيل و اسير و به اردو آمدند و روز ديگر با محمد شاه مصاف داد و صد نفر از عظماى هند مقتول و سى هزار كس از لشكر محمد شاه كشته شدند و محمد شاه در اردوى خود محصور بماند و خزاين و توپخانه و فيلخانه به تصرف درآمد .
محمد شاه هندى خود را از سلطنت خلع و روانه نزد نادر شاه شد . و نصر اللّه ميرزا به استقبال رفته و نادر تا بيرون خيمه مستقبل و محمد شاه را با خود جالس ساخته به شاه جهان آباد « 1 » وارد شد و خزاين و ذخاير به تصرف نادر شاه درآمد . و بعد از چند روز به واسطهء غوغاى اجامره و اوباش كه چند نفر از ايرانيان را مقتول ساخته بودند يك محله را قتل عام و بازار جوهريان به غارت رفت و سى هزار كس مقتول و به شفاعت محمد شاه عفو يافتند . و دختر محمد شاه را بهجهت نصر اللّه ميرزا خطبه كردند و به عروسى پرداختند . و از پيشكشهاى صوبهداران پانزده كرور وارد خزينه شد و جواهر از حد احصا
هامش
( 1 ) - شاه جهان آباد همان دهلى است و بهتر بگوئيم دهلى نو .