( 47 ر ) در ظل رايت اين پادشاه كامران ، در مهاد امن و امان آسوده حال و مرفه الاحوال غنودهاند و همواره زبان به اداى شكر گذارى و سپاسدارى گشوده [ اند ] . رجاء اصفهانى گفته :
شهنشاه و الا گهر شاه طهماسب * در درج احمد گل باغ حيدر
علمهاى او هست در روز هجا * چو رايات آل على روز محشر
ز عدلش چنان شد كه بازار پر خود * زند سايبان از براى كبوتر
ستم آن چنان بر طرف شد بدورش * كه جز چشم خوبان نه بينى ستمگر
چنان پنجهء ظالم از عدل بى حد * كه آهو كند اشتلم بر غضنفر
فى الواقع بى شائبه خوش آمد و سخن پردازى مىتوان گفت كه در هيچ عصرى از اعصار سلاطين ذوى الاقتدار و خواقين كامكار به كرامت ذات و جودت صفات اين پادشاه ملكى الملكات چه از حيثيت علو نسب و حميت دين دارى و چه از سمو حسب و امور جهاندارى و ارتكاب به متاعب « 32 » سفر و سوارى قدم بر مسند سلطنت و سرير كامكار ننهاده و ابواب عدالت و نصفت « 33 » پرورى بر روى روزگار خاص و عام بدين گونه نگشاده . بيت :
زهى ز عدل تو خلق جهان بر آسوده * ز خسروان چو تويى در زمانه نابوده
اجراى احكام ملت از هر « 34 » و رواج مذهب حق ائمه اثنى ( 48 چ ) عشر صلوات الله عليهم الى يوم المحشر ، در عهد همايونش به مرتبهء رونق گرفته و به نوعى رواج پذيرفته كه هيچ آفريده را زهره و ياراى آن نيست كه به امور منتهى عنه ارتكاب نمايند ، و به حد طريق مستقيم اماميه عليهم الصلاة راه ديگر به پيمايد .
جناب شاه طاهر رحمة الله عليه قصيدهاى در مدح آن حضرت فرموده و اين چند بيت از آن جمله است :
قهرمان الماء و الطين كاشف دين الحسن * آنكه او طرف زمان را پر ز احسان مىكند
پيشواى مهدى صاحب زمان طهماسب شاه * آنكه او طرف زمان را سير ز احسان مىكند
هامش
( 32 ) - متعب ، رنج .
( 33 ) - انصاف ، عدل .
( 34 ) - روشن ، درخشان ، روشنتر .