تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوايد الصفويه ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
همت وجود و سخا و دانش و عقل و ذكاء * در مزاج اشرفت دارد جبلى امتزاج
هست دستت گاه بخشش چون محيط بىكران * دمبدم باشد عطايش بر جهانى چون معراج
بهر كسب همت و جود و سخا بر درگهت * چون گدايان مىنمايد روز و شب خاتم لجاج
روز پنجا چون به كف گيرى چو جد خود حسام * افتد از بيم تو بر اعضاى رستم اختلاج
گر كمان گيرى به دست از خوف تير اسفنديار * سينهء خود را كند بهر خدنگ تو اماج
باز اقبالت كند بهرام را وقت نبرد * صيد همچو صعوه و گنجشك تيهو و دراج
چون گذارند خوان نعمت در حضورت آفتاب * گردهء خبزى بود بر گوشه آن چون كماج
بارگاهت چون كنند بر پاى ميخ و قبه‌اش * يك شكافد ظهر ماهى ديگرى صدر دخاج
هر كرا دردى رسد از روزگار كجروش * يابد از عدل تو چون نوشيروان مورش علاج
وقت خوشحالى بود آن روز گر شمشير تيز * نو عروس ملك را آرى به سلك ازدواج
آن زمان چشمم شود روشن كه يابد سكه‌ات * از صفاهان تا خطا و روم و تركستان رواج
هيبتت غالب چنان گردد به شاهان جهان * كز فرنگ و چين و روس و مغربت بدهند باج
ظلى افكن با دوام بر سر ما بندگان * سايه اقبال و دولت بىخزان چون سرو و كاج
بهر [ ناخوانا ] چون سرير آرا شوى * اين شب تاريك و تار اظلم ديجور داج