تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فوايد الصفويه ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
انتساب داشتند ، خود به نفس نفيس با سپاه قلت بر سپاه دزدان گمراه زده ، دو نفر را به سنان نيزهء جانستان از پشت اسب ربوده ، دمار از روزگار ايشان ( 149 ر ) برآورده ، پراكنده ساختند . فرد :
به تنها دريده صف لشكران * كه هم پادشاه هست و هم پهلوان
نزول اجلال به لكهنو فرمودند و موزنان آن عصر واوان ، قصايد غرا در مدح آن حضرت گفته‌اند . از آن جمله حسن على بيك التخلص به « چمن » ، تاريخ ورود مسعود آن حضرت را چنين يافته . تاريخ :
حال تاريخ نزول اشرفش را عقل گفت * نو به هند آمد شهنشه زادهء ايران زمين
عالى شأن ميرزا محمد جعفر شاملو كه از خانزادان سلسلهء عاليه صفويه و از امراء زادگان ممالك ايران بود ، اين قصيده را در مدح حضور صفوت ظهور گفته ، راقم حروف به نگارش در آورد .
فخر كن بر خود تو اى لكهنوز عين ابتهاج * از ورود مقدم شه زادهء و الا نتاج
آنكه باشد نو گل گلزار باغ مصطفى * صاحب لولاك مهمان خدا ليل العراج
ميرسد نسلش به اسماعيل شاه حق پرست * آنكه دادند پادشاهان جهان او را خراج
مىشود از ذات او روشن به تأييد الله * از سر نو خاندان شاه ايران را سراج
اى جوان بخت فلك تخت ثريا منزلت * كز تو گيرد زود عجلت سلطنت رسم و مهاج
غم مخور كز آفتاب طالعت افتاده است * چند روزى از حوادث در حضيض اعوجاج
وارث آن شاه و الا گوهرى اى شهريار * مىگذارد عنقريبت فضل حق بر فرق تاج
هست اميدم كه از لطف خدا سازى معبوس ؟ * بر فراز مسند عباس شاه و تخت عاج
فوايد الصفويه ( فارسى ) — صفحة 105 | مريم مير احمدى / ابو الحسن قزوينى