دريا خان ( بنگريد به شمارهء 172 ) فرماندهء سپاه و حكمران ايالتى بهمنشاهيان بود و اصلا غلامى بود كه در دستگاه وزير محمد سوم ، محمود گاوان خدمت مىكرد ( بنگريد به شمارهء 16 ) . وى در 895 / 1489 اعلام استقلال كرد . ممكن است كه وى تبار ايرانى داشته باشد و اينكه مورخان جانبدار عادلشاهيان نسب او را به خاندان سلطنتى عثمانى رساندهاند ، خواب و خيالى بيش نيست . وى بدون ترديد اولين حكمرانى است كه مذهب شيعه را به جنوب هند برد و از آنزمان ، مذهب شيعه ، مذهب سه سلطاننشين از پنج سلطاننشينى شد كه جانشين بهمنشاهيان شدند .
تاريخ عادلشاهيان تقريبا سراسر جنگ با همسايگان مسلمانشان و مملكت هندوى ويجينگر است . با اينهمه ، پايتخت آنها بيجاپور يكى از مراكز مهم دانش و هنر بود كه شاهان آن سلسله ، آن را با عمارات زيبايى كه برپا داشتند آراستند و شكوفايى ادبيات فارسى در آنجا فرآيند ايرانىمآب شدن بيشتر هند جنوبى مسلمان را سرعت بخشيد .
بيجاپور در نيمهء قرن يازدهم / هفدهم زير فشار مراتهاى جنگجو قرار داشت و از 1046 / 1636 حكمرانان آن ، ناچار به قبول اطاعت مغولان شدند ؛ سپس در 1097 / 1686 اورنگ زيب بيجاپور را گرفت و به سلسلهء عادلشاهيان پايان داد و قلمرو آنها را به امپراتورى خود الحاق كرد .
كتابشناسى
- يوستى ، 470 ؛ لين - پول ، 318 ، 321 ؛ زامباور ، 298 - 299 .
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، « عادلشاهيان » ( پ . هاردى ) ، « بيجاپور » ( ا . س . بزمى انصارى ) ، « هند . بخش چهارم ، تاريخ » ( جى . بورتن - پيج ) .
- هارون خان شروانى و پ . م . جوشى ( ويراستاران ) ، تاريخ دكن در سدههاى ميانه ( 1295 - 1724 ) ، جلد اول ، 289 - 394 ، با شجرهنامه در صفحه 290 ، جلد دوم ، 441 - 443 .
- R . C . Majumdar et al ( eds ) , The History and Culture of the Indian People VII The Mughul Empire ( 1526 - 1707 A . D . ) , Bombay 1974 , ch . 14 III .