تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
نخستين لشكركشى تيمور ، به خوارزم و خراسان بود و پس از آن ، وى به جدّ براى تسخير ايران كمر همت بست . در طى يك يورش و جنگ پنج ساله كه از 797 / 1395 آغاز شد ، آل مظفر را كه در فارس حكومت مىكردند ، از ميان برداشت و سلطان احمد بن اويس جلاير را از عراق بيرون راند . اما مرز شمالى تيمور باز بود و رقيب بزرگ وى در دشتهاى شمالى ، توقتمش ، خان اردوى سفيد بود كه اردوى سفيد و اردوى ازرق را با هم متحد ساخته و به اين ترتيب ، بر تمام دشت قپچاق تفوق يافته بود . ازاين‌رو ، تيمور در 797 / 1395 به دشت قپچاق تاخت و تا مسكو و استرا خان پيش رفت . اما كوشش عمدهء تيمور صرف تسخير قلب سرزمين‌هاى اسلامى شد و در اين منطقه يورشهاى وى اثرات مصيبت‌بارى بر ساختار سياسى آنجا در آن‌زمان گذاشت . تيمور طى لشكركشى خود به هند در 800 / 1398 - 1399 ، دهلى را غارت كرد و سقوط امراى تغلقى را ( بنگريد به شمارهء 16 ، 3 ) تسريع نمود و راه را براى برآمدن سلطنتهاى مستقلى چون جونپور ، گجرات ، مالوا و خانديش در قرن نهم / پانزدهم هموار كرد ( بنگريد به فصل شانزدهم ) . در مغرب ، تيمور ، سلطان عثمانى بايزيد اول را در آنكارا ( آنقره ) در 805 / 1402 شكست داد و به دولت‌هاى تركمان آناطوليا مجال داد كه چند دهه ديرتر بپايند و ديرتر در امپراتورى عثمانى تحليل روند ( بنگريد به فصل دوازدهم ) . تيمور قبل از مرگش كه درست در زمانى كه قصد چين كرده بود ، واقع شد ، قلمرو خود را ميان پسران و نوه‌هايش تقسيم كرد . سنت دشت‌نشينان كه مىگفت مملكت ملك شخصى هيچ خان و حكمران بزرگى نيست و متعلق به همهء افراد ذكور خانوادهء فرمانروا است ، معنايش تكه‌پاره كردن امپراتورى تيمور در ميان شاهزادگان بيشمار بود و چون اصل و قاعدهء روشنى براى جانشينى وجود نداشت ، حصه‌هاى موروث موضوع مشاجرات و تجزيه و تقسيم قرار گرفت . صورت سلاله‌هاى تيمورى را ما در بالا آورده‌ايم ، اما اعضاى ديگرى از خانواده با درجات متفاوتى از استقلال يا به عنوان دست نشاندهء سلاله‌هاى ديگر تيمورى در مناطق بس دورافتاده‌اى از يكديگر ، چون ايالات درياى خزر ، كرمان ، و كابل و قندهار در افغانستان شرقى حكومت داشتند . با آن‌كه در دست داشتن پايتخت قديم تيمور يعنى سمرقند ، در ميان سلسله اعتبار زيادى داشت ، اما اين امر خودبه‌خود مايهء تفوق و رهبرى نمىشد . به اين ترتيب بود كه حسين بن منصور بايقرا كه در روزگار خود بزرگترين حكمران در ميان تيموريان اخير بود ، در هرات حكومت مىكرد نه در سمرقند . همين كه ترس و وحشتى كه شخص امير تيمور ايجاد كرده بود از ميان رفت ، تيموريان