پيش از 810 / 1407 يا 812 / 1409 سلطان معتصم بن زين العابدين قصد گرفتن اصفهان كرد .
مظفريان يا آل مظفر كه سرمنشأ دورشان اعراب خراسانى بودند ، هنگامى كه دولت ايلخانيان روى به انحطاط گذاشت ، در كرمان ، فارس و عراق عجم يا جبال قدرت يافتند .
شرف الدين مظفر در خدمت مغولان بود و غازان خان او را امير هزاره كرد و وظايف نظامى و داروغهگى جنوب ايران را به دو سپرد . پسرش مبارز الدين محمد در واقع بنيانگذار دوم سلسلهء مظفرى بود . وى طى اغتشاشاتى كه بعد از مرگ سلطان ابو سعيد رخ داد ، از پايگاه خود در يزد قلمرو خود را بعد از مجادلات بسيار با ابو اسحاق اينجو ( بنگريد به شمارهء 141 ) به درون فارس بسط داد . ازدواج با دختر آخرين حكمران قتلغ خانى كرمان ( بنگريد به شمارهء 105 ) اين ايالت را هم به زير فرمان او درآورد . تا 758 / 1356 وى مالك الرقاب بلامنازع فارس و عراق بود و در صدد فتح آذربائيجان برآمد ، تبريز را هم گرفت ، اما نتوانست آن را نگه دارد . محمد را پسرش شاه شجاع از سلطنت خلع كرد ، اما شاه شجاع گرفتار منازعه با برادرش شاه محمود ، حكمران اصفهان شد و اين منازعه تا زمان مرگ محمود ادامه داشت . شاه محمود در منازعه خود با برادرش از دشمن كهن مظفريان ، يعنى آل جلاير ( بنگريد به شماره 142 ) كمك خواست و به كمك آنها سرانجام در اصفهان استقرار يافت . شاه شجاع لشكر به آذربائيجان برد و با سلطان حسين بن اويس جلايرى جنگيد . اما در اين هنگام ، سايهء تيمور بر مرزهاى ايران افتاد . شاه شجاع با شتاب سر تسليم در برابر فاتح بزرگ فرود آورد . اما جانشينان او كمتر از وى حازم و محتاط بودند . شاه شجاع پيش از مرگش كه در 786 / 1384 واقع شد ، قلمرو فارس و كرمان را ميان پسرانش تقسيم كرد . مشاجرات داخلى ميان اعضاى سلسله آن را به وضع مهلكى ناتوان و ضعيف گردانيد . در فارس ، زين العابدين على نخست با تيمور از در تسليم درآمد ، اما پس از آنكه شش تن از گردآورندگان ماليات تيمور در شورش عوام الناس كشته شدند ، تيمور اصفهان را غارت كرد . آخرين حكمران مظفرى ، شاه منصور بر تمام فارس و عراق حكومت داشت ، اما تيمور در 795 / 1397 بر آن شد كه قدرتهاى مستقل موجود در غرب ايران را به كلى برافگند ؛ شاه منصور در جنگ كشته شد ، و تمام شاهزادگان بازماندهء مظفرى قتلعام شدند . با آنكه بيشتر ايام مظفريان به جنگ و جدال گذشت ، با اينهمه ، آنها حاميان شخصيتهاى بزرگ و نامبردارى چون شاعر معروف حافظ و متألّه و متكلم نامى عضد الدين ايجى بودند . بنابراين ، اهميت فرهنگى آنها خيلى بيشتر از توانايى متوسط سياسى آنهاست .
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 506
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٥٠٦