سلسله واقعى صفاريان با استيلاى غزنويان بر ايالت زادگاه او ، سيستان ، در 393 / 1003 به پايان رسيد . از صفحات ادامهدهندگان تاريخ او و از نوشتههاى يك تاريخ محلى بعد از سيستان ، يعنى كتاب احياء الملوك ملك شاه حسين ، به روشنى چنين برمىآيد كه اكنون با دو سلسله كاملا جدا از ملوك سيستان سروكار داريم ، يعنى با ملوك نصرى و ملوك مهربانى ، كه هيچگونه ارتباط مشهودى با حكمرانان پيشين صفارى ندارند و هر دوى اين سلسلهها بايد از خاندانهاى صاحب زمين سيستان برآمده باشند .
نصريان بر اثر نارضايتى روزافزون مردم سيستان از حكومت بيگانه غزنويان در دهههاى اوليهء قرن پنجم / يازدهم به قدرت رسيدند . اينان چون تنها به يك حكومت محلى قانع بودند ، با مهارت تمام اطاعت خود را از غزنويان برگرفتند و مطيع سلجوقيان تازه آمده شدند و طى قرن ششم / دوازدهم گاهگاهى سپاهيان كمكى به لشكر سلجوقيان مىفرستادند . آنها همچنين توانستند تجاوزات اسماعيليان قهستان را در همسايگى خود دفع كنند . ساختمان ميل قاسمآباد را در سيستان كه فروافتاده بود به تاج الدين دوم ابو الفضل نصر نسبت دادند . در اواخر قرن ششم / دوازدهم سايهء شوم غوريان ( بنگريد به شمارهء 159 ) بر سيستان افتاد ، سپس در اوايل قرن هفتم / سيزدهم ، سيستان براى مدت كوتاهى به زير سلطهء خوارزمشاهيان رفت ، اما با بيدار شدن مغولان در 619 / 1222 در سيستان و خرابى و ويرانى كه اينها به وجود آوردند ، پايان كار نصريان فرارسيد .
نخستين ملوك مهربانى ، دستنشاندهء خانهاى بزرگ مغول و سپس ايلخانيان بودند و به حمايت آنان در ازاء پرداخت خراج براى مقابله با سياستهاى توسعهطلبانهء ملوك آل كرت هرات و غارتگريهاى دستههاى آشوبطلب و يغماگر ترك و مغول مانند نگودريها يا نيكوداريها نياز داشتند . به هرصورت ، مهربانيان به ندرت از چالشهاى داخلى اعضاى خاندانهاى بزرگ ديگر سيستان در امان بودند . كتاب احياء الملوك كه پيش از اين از آن ياد كرديم ، تنها منبع ما درباره اين ملوك پس از حدود 718 / ح 1318 است ، زيرا از اين پس ، سيستان به ورطهء گمنامى و انحطاط اجتماعى و اقتصادى مىافتاد كه از مشخصات آن سرزمين تا روزگاران اخير است . اين انحطاط با ويرانگرىهايى كه تيمور و سپاهيان وى كردند و تباهى و از ميان رفتن شبكهء آبيارى سيستان ، شدت گرفت .
ايالت سيستان خراجگزار تيموريان هرات بود ، سپس زير فشار تركمانان آققوينلو قرار گرفت ( بنگريد به شمارهء 146 ) و سرانجام جزء مستملكات صفويان گشت . به هر روى ، آخرين دهههاى حكومت مهربانيان تاريك است ، ولى اينقدر مسلم است كه تهديد رو به افزايش مرزهاى شرقى صفويان به وسيلهء اوزبكان شاه طهماسب اول را بر آن داشت
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: كليفورد ادموند باسورث
ص٤٠٤