تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
ديگر به نام النا داويدوويچ ، قراخانيان را از قبيله يغما يا چگل كه به‌هرحال جزيى از طوايف قرلق بوده‌اند ، دانسته است . قراخانيان در سالهاى ميانهء قرن چهارم / دهم به دين اسلام درآمدند و سركردهء آنها ستق بغرا خان نام اسلامى عبد الكريم بر خويشتن نهاد . نوهء او هارون يا حسن بغرا خان ، به مناسبت خالى ماندن صحنهء جنوب از قدرت كه در نتيجهء زوال سلطهء سامانيان در ماوراء النهر به وجود آمده بود ، بدان جانب كشيده شد ، و در 392 / 992 موقتا بخارا را گرفت و سرانجام ، چند سال بعد ، سلطان محمود غزنوى و ايلك خان نصر قدرت سامانيان را از ميان برداشتند و قلمرو آنها را ميان خود قسمت كردند . آنگاه آمودريا يا رود جيحون مرز ميان دو دولت غزنوى و قراخانى شد ، و در دو قرن بعد قلمرو قراخانيان از بخارا و قسمت سفلاى سيردريا ( سيحون ) در مغرب تا سميرچاى و كاشغرستان در مشرق بسط يافت . طوايف قراخانى دولت واحد يكپارچه‌اى نبودند بلكه اتحاديه‌اى سست از قبايل مختلف بودند كه اعضاى مختلف آن هريك صاحب تيولهايى بودند و اگر كسى بيش از يك تيول داشت ، لازم نبود كه اين تيولها همجوار باشند . ازاين‌رو ، ديرى نپاييد كه منازعات داخلى ميان آنها آغاز شد و پس از حدود 432 / 1041 ، خانات متحّد قراخانى به دو بخش تقسيم شد : يكى خانات غربى كه مركز آن سمرقند در ماوراء النهر بود و گاهى فرغانه را هم شامل مىشد ، و ديگرى خانات شرقى كه سرزمين‌هاى درهء وسطاى سيردريا را دربرمىگرفت و گاهى فرغانه ، سميرچاى و كاشغرستان در تركستان شرقى را هم شامل مىگشت . مركز نظامى خانات ، اردوى خان ، نزديك بلاساغون قرار داشت و مركز دينى و فرهنگى آن كاشغر بود . فرغانه خان‌نشين مهمّى را تشكيل مىداد و اغلب شاخه‌اى از خانهاى تابع كه حكومت موروثى داشتند در آنجا مستقر بود . بطور كلى اعقاب و اخلاف خان بزرگ يا خاقان على بن موسى يا به گفته پريتساك شاخهء علوى در مغرب حكومت داشتند و اعقاب و اخلاف هارون يا حسن بغرا خان بن سليمان ( شاخهء حسنى ) در مشرق حكومت مىكردند . امّا مرز قلمرو آنان از يكديگر چندان سخت و دقيق نبود و گاهى اعضاى يك خاندان در سرزمين خاندان ديگر حكومت مىكردند ، چنان‌كه در اواخر قرن ششم / دوازدهم شاخهء حسنى در سمرقند حكومت داشت . خانات غربى در زمان حكمرانانى چون ابراهيم تمغاچ يا تبغاچ رونق گرفت ، ولى در قرن پنجم / يازدهم تابع سلاطين سلجوقى گشت . امّا پس از شكست مصيبت‌بار سنجر در دشت قطوان در 536 / 1141 كنترل تمام تركستان در غرب كوههاى تين‌شان به دست قراختاييان ( قراخطاييان ) بودايى يا سلسلهء ليائوى غربى ، امپراتوران چين شمالى افتاد و