نويسندهء وطندوست و گمنام تاريخ سيستان از آن به عنوان بليّه ياد كرده است .
بايد خاطرنشان سازيم كه تقسيم آسان و وافى به مقصود سلسلهء صفارى به دو شاخهء « ليثى » و « خلفى » در اين گفتار ، با سلسله اوّل و دوّم فهرست زامباور مطابقت دارد ، اما سلسله سوم و چهارم زامباور ارتباط مدللى با خاندان اصلى سلسلهء صفارى ندارد . براى گروه اخير از حكمرانان سيستان به سلسلهء 106 در اين كتاب تحت عنوان ملوك نيمروز مراجعه كنيد .
كتابشناسى
- يوستى ، 439 ؛ لين - پول ، 129 - 130 ( جز اولين امراى صفارى بقيه را ناديده گرفته است ) ؛ زاخو ، 11 شماره 16 ؛ زامباور ، 199 - 201 ( به تذكر مندرج در سطور بالا نگاه كنيد ) ؛ البوم ، 32 .
- دائرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، « صفاريان » ( ك . ا . باسورث ) .
- ميلتون گلد ( مترجم ) ، تاريخ سيستان ، رم 1976 .
- ك . ا . باسورث ، « طاهريان و صفاريان » در تاريخ ايران كمبريج ، جلد چهارم ، 106 - 135 .
- همو ، تاريخ صفاريان سيستان و ملوك نيمروز ( 247 / 861 تا 949 / 1542 - 1543 ) ، كوستامسا ، كاليفرنيا و نيويورك 1994 ، 67 - 361 ، با شجرهنامههاى سلسلهها در صفحات بيست و سه - بيست و چهار .