تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
( * * ) 942 / 1535 شاهرخ بن فرخ بن ابراهيم دوم ، مقتول در 946 / 1539 945 / 1538 استيلاى صفويان 951 / 1544 تلاش عقيم برهان على بن خليل دوم ، فت 958 / 1551 براى بازپس گرفتن حكومت 958 / 1551 غلبهء صفويان 987 - ؟ / 1579 - ؟ ابو بكر بن برهان على ، حكمران از سوى تركان عثمانى 1016 / 1607 حكومت صفويان به طور قاطع بر منطقه استقرار يافت سابقهء عنوان شروانشاه به احتمال زياد به دورهء ساسانيان مىرسد . سلسلهء اسلامى شاهان عرب شروان با يزيد بن مزيد شروع مىشود كه قلمرو وسيع حكمرانى او شامل ارمنيه ، شمال غربى ايران و مشرق ماوراء قفقاز و ناحيهء شروان را هم كه ميان دامنهء جنوب شرقى كوههاى قفقاز و درهء رود كر سفلى واقع شده بود ، دربرمىگرفت . گويند هيثم بن محمد نخستين حكمران خاص شروان بود ، حكمرانى كه به واقع استقلال با حق جانشينى موروثى داشت ، لذا به صورت واقعى عنوان شروانشاه اتخاذ كرد . از اوايل قرن چهارم / دهم شروانشاهان پايتخت خود را در يزيديه كه احتمال دارد همان شماخى زمان‌هاى قديم‌تر بوده باشد ، قرار دادند ، ولى در كار باب الابواب يا دربند بر ساحل شرقى درياى خزر دخالت مىكردند و حتى گاهى بر آن استيلا داشتند ( بنگريد به شمارهء 68 ) . بيش از دهها سال شروانشاهان در غرب سرزمين خود مجبور به جنگيدن با گرجيان و در قرن پنجم / يازدهم مقابله با دست‌اندازىها و تخطىهاى تركمانان از شمال ايران بودند . پس از دورهء فرمانروايى برجستهء فريبرز اول ابن سلار ( سالار ) ، تاريخ‌شمار و نام و عنوان شاهان بعدى تا حدى گسيخته و حدسى مىشود ، زيرا منبع و مأخذ تفصيلى براى تاريخ دورهء نخست ، كه يك تاريخ محلى شروان و باب الابواب است در يك تاريخ بعدى دورهء عثمانى باقى مانده است ، در اينجا به پايان مىرسد . براى شاهان بعدى ما عمدتا متكى به مراجع و اشارات ادبى متعلق به سرزمين‌هاى خارج از شروان و به شواهد سكه‌اى هستيم . اين دسته از شاهان ظاهرا به كسرائيان معروف بوده‌اند ( حدس زده شده است كه اين نام لقب يا اسم فريدون اول ابن فريبرز بوده است ) هرچند ظاهرا با پيشينيان آنها ارتباط داشته است . اكنون اين شاهان كه اصليت عربى داشتند ، چنان‌كه از اسم‌هايشان پيداست كاملا ايرانى شده بودند و در واقع نسب خود را به بهرام گور مىرساندند .