تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
مسلما از لحاظ فرهنگى در سطح پايينى قرار داشتند . هيچ‌گونه شور و حميت دينى الهام‌بخش كوشش آن‌ها براى رسيدن به قدرت نبود و اين درست برعكس جنبش مرابطون و موحدون بود كه انگيزهء مذهبى داشتند و نيروى محركهء خويش را از آن‌جا به دست مىآوردند . مرينىها احتمالا حتى مدت زيادى نبود كه به دين اسلام درآمده بودند . اين واقعيات ، به اضافهء ظاهرا تعداد نسبتا محدود آن‌ها ، مسلما مىتواند توجيه‌كنندهء ماهيت طولانى منازعات آن‌ها در نيمهء قرن هفتم / سيزدهم با امراى اخير موحدون باشد . آن‌ها نخست از صحرا در 613 / 1216 به مراكش حمله كردند ، اما حكمرانان موحدى جلو آن‌ها را گرفتند و نتوانستند پايتخت موحدون ، يعنى مراكش را تا 698 / 1269 فتح كنند و سجلماسه را تنها چهار سال بعد توانستند بگيرند . مرينيان همين‌كه در پايتخت خود در فاس مستقر شدند ، احساس شديدى نسبت به اينكه وارثان موحدان هستند پيدا كردند و با موفقيت چشمگيرى كوشيدند كه امپراتورى آن‌ها را از نو در مغرب بسازند . گذشته از اين ، روحيهء جهاد را تقويت كردند و از شور دينى عامه در مغرب براى فتح مجدد اسپانيا كه مطلوب آن‌ها بود ، استفاده كردند . چند تن از سلطان‌هاى مرينى شخصا در شبه جزيرهء ايبريا جنگ كردند . ابو يعقوب يوسف در پاسخ به درخواست نصريان غرناطه ( بنگريد به شمارهء 7 ) از تنگه گذشت و در نبرد اثيخا در 674 / 1275 پيروزى يافت . پس از آن‌كه مسيحيان در سال 709 / 1309 جبل الطارق را فتح كردند ، سپاهيان مرينى باز در اسپانيا ظاهر شدند ، اما آلفونسوى نهم ، شاه كاستيل و برادرزنش آلفونسوى چهارم ، شاه پرتغال ، سپاه ابو الحسن على مرينى را در ريوسالادو در 741 / 1340 تارومار كردند و مرينيان هرگز بعد از آن سعى نكردند كه مستقيما در امور اسپانيا دخالت كنند . در داخل شمال افريقا مرينىها همسايگان خود بنى عبد الواد ( بنگريد به شمارهء 17 ) و حفصيان را با حملات پىدرپى خود فرسوده كردند . در 737 / 1337 و 753 / 1352 تلمسان پايتخت بنى عبد الواد را گرفتند و در 748 / 1347 موقتا حفصيان را از تونس قلع كردند و براى مدتى زمام امور تمام مغرب را به دست گرفتند . سال‌هاى اواخر قرن هفتم / سيزدهم و نخستين دو سوّم قرن هشتم / چهاردهم شاهد درخشندگى عظيمى در هنر و فرهنگ در مراكش بود . مساجد ، مدرسه‌ها و عمارات عمومى ديگر به فراوانى ساخته شد كه تجسمى عينى به قدرت مذهب احياء شدهء مالكى و گرايش روزافزون به تصوف و زهادتى عامه‌پسند مىبخشيد . در پايان قرن چهاردهم ، زوال قدرت مرينيان آشكار شد . در 803 / 1401 هنرى سوّم ، شاه كاستيل ، به تطاوين تاخت و در 818 / 1415 پرتغالىها سبته را گرفتند و دامنهء فتح