و شايد هم پيش از او يكى از مراكز پنجگانهاى بود كه براى اقامت موقت سفيرانى كه از خارج به دربار ايران مىآمدهاند معين شده بود ، تا در آنجا هدف از مأموريت خود را براى نمايندهء دولت روشن سازند و آنگاه خبر ورود آنها و هدف از اجازهء آنها را با تشريفات رسمى به پايتخت برسانند .
هيتىها
از مردمان شمال غربى ايران قديم بودند . موطن ايشان آسياى صغير در منطقه رود هاليس و كشورشان خاطى و پايتخت آن « خطوشش » در نود مايلى شرقى آنكارا در بوغازكوى بود و بعدا اقوامى از ايشان به طرف جنوب و مشرق منتشر شدند و ميتانىها كه قومى از ايشان بودند قبل از ديگران شروع به مهاجرت كردند . پس از آن هيتىها به معناى اخص حركت كردند ( قرن 15 ق . م . ) بعد در قرن يازدهم قبل از ميلاد نهضت مردمان ديگر آسياى صغير شروع شد . در ميان آنان بعضى طوايف آريايى به معناى اعم يا هند و اروپايى بودند . اين مهاجرتها انقلابى در عالم قديم پديد آورد كه دامنهء آن تا مصر كشيد و كشور بزرگ هيتىها را جاروب كرد . و بهجاى آن دولتهاى كوچكى تشكيل گرديد تا اينكه دولت كيليكيه و بعد ليديه در قرن نهم ق . م . تأسيس شد و تقريبا در هزار سال پيش از ميلاد در حدود جنوبى آسياى صغير دولتهاى هيتى و آرامى و در مشرق آن دولت وان يا « اورارتو » وجود داشتند ، كه با آسورىها در زدوخورد بودند ، اين دولت و دولت هيتى و آرامى را نهضت مردمان هند و اروپايى منقرض كرد .
هيربد
در اوستا
( aethrapaiti )
روحانيون آتشگاه . به معنى آموزگار و معلم است ، و چون پيشوايان زرتشتى به تعليم نيز مىپرداختند كلمهء مزبور در مورد روحانيون زرتشتى نيز به كار رفته است .
هيركان
( Hyrkan )
از خانوادهء توبياد ( 175 - 174 پ . م . ) خانهاى در كنار اردن ساخت كه نماى آن به سبك هنر هخامنشى بود .
هيركانى
جرجان ، گرگان نام باستانى آن هوركانيا ، ناحيه و ولايت قديم ايران در گوشهء جنوب شرقى درياى خزر ، مطابق ولايت استرآباد . در تقسيمات دورهء هخامنشى جزء ايالت پارت بود . در دورهء سلوكيان ايالت مجزايى بود . در زمان اردوان دوم اشكانى در تصرف خاندان گودرز بود . بعد از اسلام ، خراجگذارى اعراب شد .
بعدها يزيد ابن مهلب ، در عهد سليمان ابن عبد الملك ، ولايت گرگان را فتح كرد و شهر جرجان يا گرگان را در كنار رود گرگان بنا نهاد .
هيروگليف
نوع خط كه به معنى « خط كاهنان » است و نشاندهندهء اعضاى مذهبىنويسان در مصر باستان .
هيندوش
نام قديم مملكت سند .
هئومه
سومهء هندى - نام پروردگار و نام مايعى كه ايرانيان قديم هنگام انجام مراسم مذهبى مىنوشيدند .
در آسمان نيز هئومه به انسانها زندگانى جاويدان مىداد .