پادشاه سلسلهء كاكويه .
فراموشخانه
اصطلاحى است كه در برابر واژهء « فراماسونرى » در ايران به كار رفته است .
فرائورت
پادشاه ماد پسر يا نوهء دياكو ( خشتريته هم مىگويند ) .
فربر
نام شهر معروفى در كنار رود جيحون .
فرترك
نام چهار شهريار عهد سلوكيان ( قرن سوم ق .
م . ) .
در ايالت پارس چهار شهريار حكمرانى مىكردهاند . كه آنان را فرترك يعنى والى مىخواندهاند . اينان دستهء اول از شاهان پارس هستند .
سكههايى كه از اين واليان بهجاى مانده در يك طرف صورت صاحب سكه را با عبارتى به خط آرامى نشان مىدهد و در جانب ديگر آن تمثال پادشاه ديده مىشود كه بر تختى نشسته و به درفشى مىنگرد .
فرجان
نامى است كه به خراسان و سيستان اطلاق مىشده است .
فرخان
1 - يكى از سرداران خسرو پرويز كه ملقب به شهروراز ( گرازكشور ) بود او را « رومزان » هم مىگفتند .
2 - نام پسر اردوان آخرين پادشاه اشكانى كه به روايتى اردشير پايكان دختر او را به زنى گرفته است .
فرخان
فرخان گيلانشاه ملقب به بزرگ و ذو المناقب اصفهبد طبرستان ، از سلسلهء بنى دابويه ، پسر دابويه ، تاريخ فرمانروايى او را 66 - 83 ه . ق . ، 90 - 103 ه . ق . ، 90 - 104 ه . ق . ، و جز اينها نوشتهاند .
گويند شهر سارى را بنا يا تجديد بنا كرد . تاريخ ايام او فوقالعاده متشنج است و ناسازگاريهايى دارد .
فرخ زند
محمد حسن خان مشهور به خان لار خان به نوشتهء مؤلف مجمع الفصحا پسر على مراد خان زند و نوهء محمد حسن خان قاجار جد اعلاى قاجاريه است . وى مقرب دربار فتحعلى شاه قاجار بود و در سال 1237 ه . ق . در كرمان به قتل رسيد .
فرخشاد
پدشخور ، به معنى پيشخور و عنوان يكى از مناصب دربارى در عهد سامانيان .
فرخشاد عنوان پيشخدمتهاى سفرهء شاهى بوده است .
فرخشاه
يكى از امراى سيستان در زمان سلجوقيان . وى دوبار - يكى در سال 490 ه . ق . و ديگر در 501 ه . ق . به حكومت سيستان رسيده است .
فرخ شاهپور
موبدان حوزهء شاهپور .