فرات
از رودهايى بوده كه از مغرب ايران و از جبال « توروس » در تركيه روان مىشود و از بابل قديم مىگذشته و پس از پيوستن به دجله شط العرب را تشكيل داده و باهم به خليج فارس مىريزند .
فراتافرن
والى پارت در زمان اسكندر مقدونى كه از جانب وى مأمور شد براى سركوبى شورش هراتيها به كمك سرداران ديگر بشتابد . اين شخص ايرانى بوده است و پس از تقسيم ممالك اسكندر نيز بنا به روايت ديودور بار ديگر پارت را به او واگذاشتهاند .
فراتاكارا
عنوان اميران فارس در دورهء پارتها .
فراتهدار
حكمران يا پادشاه دستنشانده در زمان سلوكيها و پارتيها .
فراداسپه : - پرسپه
فراغنه
جمع فرغانى ، فرغانيان . المستعصم خليفه عباسى گروهى از مردم سمرقند و اسروشنه و فرغانه را براى خدمت در سپاه خود گردآورد و آنها را فراغنه ( فرغانيان ) ناميد .
فراماسونرى
فراماسونرى به عنوان يكى از گستردهترين و پيچيدهترين تشكيلات در سطح بينالمللى تعداد زيادى از روشنفكران ، تحصيلكردگان و اقشار بالاى كشورهاى جهان سوم را به خود جذب و جلب كرده و تاكنون نيز به فعاليت خود ادامه داده است . مروج اصلى فرهنگ بورژوازى و سرمايهدارى در اين كشورها مىباشد . فراماسونرى در ايران نيز كه در دورهء پهلوى بيشتر از يك قرن تحصيلكردهها و روشنفكران ايرانى دل در گرو اين سازمان به ظاهر انساندوست كه با شعارهاى « آزادى ، برابرى و برادرى » به ميدان آمده بود سپرده بودند . حضور دهها هزار ايرانى در سازمان فراماسونرى و باشگاههاى روتارى و لاينز مؤيد تلاش گسترده آنها در ترويج فرهنگ سرمايهدارى و ايجاد شبكههاى دوستى و برادرى براى انحصارى كردن مشاغل و مناصب كشور در اين مرزوبوم بوده است .
قبضهء اكثريت كميسيونهاى مجلس شوراى ملى ، كسب قدرت برتر و اكثريت در مجلس سنا تحت رياست جعفر شريف امامى ، اشغال مناصب و مشاغل رده بالاى وزارت امور خارجه ، در اختيار داشتن مناصب عالى وزارت فرهنگ و آموزش عالى ، آموزش و پرورش ، اشغال مناصب عالى در وزارت فرهنگ و هنر ، اقتصاد و دادگسترى به اين شبكه سياسى - فكرى قدرتى ما فوق قدرتهاى موجود در جامعه مىبخشيد .
وجود چنين دستگاه با نفوذ در ارگانهاى قانونگذارى اجرايى و قضايى كشور زمينه را براى بهرهبردارى دستههاى مختلف فرصتطلبان اعم از افراد خواهان مناصب عالى و قدرت و يا طرفداران حفظ ( وضع موجود ) يعنى « مناصب به دست آورده » فراهم ساخته بود .
فرامرز بن على
فرامز ابو كاليجار گرشاسب بن ابو منصور على بن فرامرز بن علاء الدوله محمد بن دشمن زيار ، پنجمين