تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
آرامشى در سرتاسر امپراتورى آنها برقرار گرديد ، بانكى به نام بانك اجيبى در شهر بابل تأسيس شد .

احسائى

شيخ احمد احسائى فرزند زين الدين . متولد در سال 1166 و متوفى در 1242 ه . ق . استاد سيد كاظم رشتى و مؤسس فرقهء شيخيه در ايران و خارج از ايران بوده است .

احسن التقاسيم

از كتابهاى معتبر و مفيد جغرافيا و تاريخ ، تأليف ابو عبد الله مقدسى قرن 4 ه . ق .

احسن التواريخ

تاريخ عمومى ، از حسن بيگ روملو ، متوفى 938 ه . ق . در 12 مجلد ، كه ظاهرا فقط دو جلد 11 و 12 آن شناخته شده . از قرائن چنين برمىآيد كه مؤلف از زمان شاه طهماسب صفوى مشغول تأليف آن بوده است و آن را به نام شاه اسماعيل دوم صفوى نوشته و به‌تدريج مطالبى بر آن مىافزوده است .

احسن التواريخ

يا تاريخ محمدى - تأليف محمد تقى ساروى راجع به وقايع روى كار آوردن آقا محمد خان قاجار و حوادث اواخر حكومت زند و جنگهاى اين خاندان با طايفه قاجار است . مؤلف در تاريخ 1201 ه . ق . شروع و در سال 1211 آن را به پايان رسانده است .

احشويروش - اخشورش

صورتهاى نام خشايارشا ، پادشاه ايران در كتاب مقدس .

احمد ابن اسد سامانى

متوفى 250 ه . ق . حاكم ايرانى فرغانه و سمرقند از جانب خليفه و طاهريان . وى نوادهء سامان خداة و جد امراى سلسلهء سامانى است .

احمد ابن حسن ميمندى

خواجه ابو القاسم احمد ابن حسن ميمندى ، ملقب به شمس الكفاة متوفى 424 ه . ق . وزير معروف سلطان محمود غزنوى و سلطان مسعود غزنوى . گويند از كوچكى با محمود از يك پستان شير خورد ، و در يك مكتب پرورش يافت ، و در ايام سپهسالارى محمود در خراسان نيز نزد او بود . وى در سنهء 401 ه . ق . به وزارت نشست ، و در حدود سال 415 ه . ق . معزول و زندانى شد . پس از وفات سلطان محمد ، با سلطان مسعود غزنوى از زندان آزاد شد و ديگربار وزارت يافت و تا آخر عمر در اين مقام بود . احمد ابن حسن ميمندى به فضل و تدبير و راى و كفايت موصوف است ، و گويند ديوان‌ها را ، كه در زمان وزارت ابو العباس اسفراينى از عربى به فارسى نقل شده بود ، ديگربار به عربى باز آورد .

احمد ايلكانى

احمد جلاير ( سلطان غياث الدين احمد بهادر ) متوفى به سال 813 ه . ق . چهارمين پادشاه از سلسلهء ايلكانى معروف به آل جلاير ؛ پسر اويس ايلكانى .

احمد بن ابى خالد

وزير ايرانى مأمون عباسى .
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 84 | عباس قديانى