تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥

زنادقه

نام فرقه‌اى در خراسان و باختر ايران و عراق كه مرام اشتراكى و نهيليستى داشتند و به زنديق‌ها معروف گشتند .

زنبور كچىباشى

سردستهء گروه زنبور كچىها . زنبورك توپ كوچكى بوده كه معمولا بر پشت شتر جاى داده‌اند و در جنگها از آن استفاده مىكردند .
زنبيل
( Zunbil )
لقب حكمرانان سيستان ( دورهء ساسانى ) .
زنتو
( Zantu )
به معنى « طايفه » از تقسيمات اجتماعى ، سياسى ، ارضى ايرانيان قديم .
زنتو
( Zanto )
در سازمان اجتماعى مادها به مجموعه‌اى از اتحاديه‌هاى قبايل گفته مىشد و در رأس هريك زنتوپت يا زنتومه قرار داشت .

زنتوپت

در سازمان اجتماعى مادها به فردى كه در رأس يك زنتو قرار داشت اطلاق مىشده .

زنتومه : - زنتوپت

زند اوستا

در دين زرتشت عبارت از تفسيرى است به زبان پهلوى كه در زمان ساسانيان بر اوستا نوشته شده است .

زند و پازند

غالبا اوستا را با زند در يك جا آورده‌اند ، زند اوستا مىگويند . زند عبارت از تفسيرى است به زبان پهلوى كه در زمان ساسانيان بر اوستا نوشته شده است . پازند عبارت از شرحى است كه براى زند نوشته‌اند و چون خواندن خط پهلوى دشوار بوده و به واسطهء شباهت حروف به يكديگر و وجود لغات آرامى موسوم به « هزاروارش » در آن زبان براى درست خواندن كتاب مقدس اوستا را به خط دين دبيره نوشته و به زبان درى ترجمه كرده‌اند ، و در حقيقت پازند شرح زند است به زبان پارسى درى كه خالى از هزوارش و لغات آرامى مىباشد .

زنديق

پيروان مانى و مزدك را در دورهء اسلام زنديق مىخواندند .

زنديه

سلسله‌اى كه بعد از افشاريه در ايران به وجود آمد ( 1163 - 1209 ه . ق . ) . زنديها شعبه كوچكى از طايفهء لك و جزء طوايف لر بودند كه در يكى از نواحى ملاير اقامت داشتند و به گله‌دارى مىپرداختند . نادر گروه بسيارى از ايشان را به خاك درگز كوچ داد و آنان را در مقابل تركمانان ناحيهء ابيورد نشاند . در زمان عادلشاه طايفه زنديه پيشواى يكى از سرهنگان قديم نادر كه « كريم توشمال » نام داشت و برادر او صادق خان ، ديگرباره به خاك ملاير برگشتند ، پدر كريمخان زند « ايناق خان » نام داشت و كريمخان و صادق خان از اين پدر بودند . پس از مرگ ايناق ، مادر كريمخان به زنى بوداق خان ، برادر ايناق خان عموى
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 425 | عباس قديانى