زنادقه
نام فرقهاى در خراسان و باختر ايران و عراق كه مرام اشتراكى و نهيليستى داشتند و به زنديقها معروف گشتند .
زنبور كچىباشى
سردستهء گروه زنبور كچىها .
زنبورك توپ كوچكى بوده كه معمولا بر پشت شتر جاى دادهاند و در جنگها از آن استفاده مىكردند .
زنبيل
( Zunbil )
لقب حكمرانان سيستان ( دورهء ساسانى ) .
زنتو
( Zantu )
به معنى « طايفه » از تقسيمات اجتماعى ، سياسى ، ارضى ايرانيان قديم .
زنتو
( Zanto )
در سازمان اجتماعى مادها به مجموعهاى از اتحاديههاى قبايل گفته مىشد و در رأس هريك زنتوپت يا زنتومه قرار داشت .
زنتوپت
در سازمان اجتماعى مادها به فردى كه در رأس يك زنتو قرار داشت اطلاق مىشده .
زنتومه : - زنتوپت
زند اوستا
در دين زرتشت عبارت از تفسيرى است به زبان پهلوى كه در زمان ساسانيان بر اوستا نوشته شده است .
زند و پازند
غالبا اوستا را با زند در يك جا آوردهاند ، زند اوستا مىگويند . زند عبارت از تفسيرى است به زبان پهلوى كه در زمان ساسانيان بر اوستا نوشته شده است .
پازند عبارت از شرحى است كه براى زند نوشتهاند و چون خواندن خط پهلوى دشوار بوده و به واسطهء شباهت حروف به يكديگر و وجود لغات آرامى موسوم به « هزاروارش » در آن زبان براى درست خواندن كتاب مقدس اوستا را به خط دين دبيره نوشته و به زبان درى ترجمه كردهاند ، و در حقيقت پازند شرح زند است به زبان پارسى درى كه خالى از هزوارش و لغات آرامى مىباشد .
زنديق
پيروان مانى و مزدك را در دورهء اسلام زنديق مىخواندند .
زنديه
سلسلهاى كه بعد از افشاريه در ايران به وجود آمد ( 1163 - 1209 ه . ق . ) . زنديها شعبه كوچكى از طايفهء لك و جزء طوايف لر بودند كه در يكى از نواحى ملاير اقامت داشتند و به گلهدارى مىپرداختند .
نادر گروه بسيارى از ايشان را به خاك درگز كوچ داد و آنان را در مقابل تركمانان ناحيهء ابيورد نشاند . در زمان عادلشاه طايفه زنديه پيشواى يكى از سرهنگان قديم نادر كه « كريم توشمال » نام داشت و برادر او صادق خان ، ديگرباره به خاك ملاير برگشتند ، پدر كريمخان زند « ايناق خان » نام داشت و كريمخان و صادق خان از اين پدر بودند . پس از مرگ ايناق ، مادر كريمخان به زنى بوداق خان ، برادر ايناق خان عموى