جواب از هر دو قولش عقل كلّ گفت * طلوع نيّر شاه اسمعيل ( 892 )
اميدوارى به عنايت خالق مردم و مدبّر افلاك و انجم آن است كه ، چنانچه نور اين نيّر عالمافروز گشت ، بقاى دولت آسمان اسنادش با استبقاى اولاد همايوننژاد الى يوم التناد پاينده و مستدام باشد ، و اللّه هو المجيب لكلّ المسؤول و منه الطّلوع و الأفول . « 1 »
ذكر توجّه اعلام غزا اقتضاى سلطان قضا رضا به جانب شروان پيك قضا و رحلت از آن مرحله برمقتضاى قضا
از نگاشته خامهء عنبرين شمامه كه عنبر بيز و غاليهانگيز صفحاتنامه است ، دماغ جان و مشام جنان اهل عمامه معطّر و معنبر گشته بود كه ، چون سلطان صفدر شاه حيدر پيوسته تهيّهء اسباب جهاد را به جهد تمام پيش نهاد [ همّت ] « 2 » غرّا اعتقاد داشت و خاطر عاطر را من الاول الى الآخر ، بر سرانجام آلات و ادوات آن رتبهء عالى درجات مىگماشت . و پيوسته به نوك نيزه و سنان مضمون اين ابيات [ حضرت ] « 3 » شاه مردان بر صحايف ضماير مىنگاشت .
الشعر :
السيف و الخنجر ريحاننا * افّ على النرجس و الآس
شرابنا من دم اعداءنا * و كاسنا جمجمة الرّأس « 4 »
[ 63 ] و قد قيل فى بيان ترجمهء الرباعيّه :
در باغ ظفر چو تيغ نيلوفر ماست * پيكان به مثل غنچه جانپرور ماست
روزى كه ز خون دشمنان باده خوريم * شك نيست كه كاسههاى سر ساغر ماست
هامش
( 1 ) . ترجمه : خدا پاسخگو به هر پرسشى است و از اوست برخاستن و فرو افتادن .
( 2 ) . م : ندارد .
( 3 ) . م : ندارد .
( 4 ) . ديوان حضرت على : ص 59 .شمشير و خنجر گلهاى ماست * لعنت بر نرگس و مُورد
شراب ما از خون دشمنان ماست * و جام ما جمجمهء سر ( دشمنان ) ماست