مريد كه در وادى محبّت دعوى صادق
« هَلْ مِنْ مَزِيدٍ »
« 1 » داشتند قاصدان صبا سير برگماشتند و اعلام جهانگيرى و الويهء جهانگشايى را به اوج اين قبّهء مينايى افراشتند . اندك زمانى را موازى ده هزار نفر از اصحاب ارادت هر كشور متوجّه اردوى سلطان صفدر شدند و چون ديدهء حقيقتبين آن سلطان باتمكين روزنامچهء حال هريك را از آن فرقهء غزا آيين به عنوان و
« لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ »
« 2 » ، معنون « 3 » ديد « 4 » ، خيال لشكركشى و انديشهء سپاهدارى در دل بىغلّش به تجديد مؤكّد گرديد . داعيهء جهانگيرش عزيمت مملكت شيروان 22 « 5 » كرد و قصد مقابله « 6 » و عزم مقاتلهء شيروانشاهيان را با خواصّ اصحاب اخلاص در ميان آورد امرا و غزات صوفيّه چون ما فى الضمير سلطان جنيد را به ميزان عقول سنجيدند آن مأمول را معقول يافتند و آن مطلوب را به تصحيح عقل پسنديدند . بنابرآن حكم سلطان سروران به نفاذ پيوست كه ، لشكر با داد و دين به عزم شيروان [ 50 ] زمين مراكب باد رفتار به زير زين درآرند و به سنان نيزه و نوك تير بايمن التّدبير على أحسن التّقدير « 7 » نقوش دلپذير داروگير بر لوح دل نگارند . جارچى صورتمثال قضاتمثيل نداى الرحيل الرحيل به گوش آن گروه ملايكعديل رسانيد و ايشان را از توجّه رايت غزا آيت به جانب شيروان واقف گردانيد . سپاه غزاپناه به عزم شيروان رو به راه نهادند « 8 » و به خيال محاربه داد تهيّهء اسباب جدال و قتال دادند . در آن ولا عنان حكومت مملكت شيروان در كف قبض و بسط امير خليل اللّه بود و كلك قضا ايالت و رياست آن حدود را به اسم او رقم مىنمود و لشكر امير مومى اليه بيرون از اعداد تعداد و احصاى شمار :
نظم « 9 »
همگى تيغبند و نيزهگذار * چون سمندر در آتش پيكار
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 30 از سورهء ق ( 50 ) . « آيا هيچ زيادى هست » .
( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 54 . « صاحب مكانت و امين هستى » .
( 3 ) . و : مفتول
( 4 ) . و : « ديد » ندارد
( 5 ) . شيروان ( شروان ) : در جنوب شرقى قفقاز در حوزهء علياى نهر ارس و رود كورا ، مجاور با گنجه و شكى .
( لغتنامه )
( 6 ) . و : معامله
( 7 ) . ترجمه : به وسيلهء مباركترين تدبير و برپايهء بهترين ارزشيابى .
( 8 ) . جنيد در پائيز 864 ه . ق . به بهانهء جهاد با كفار به جانب شيروان حركت كرد . ( شاه اسماعيل اوّل ، ص 139 ) .
( 9 ) . م : ندارد .