قباب ( 7 ) ، جمع قبه ، بارگاهى كه بر فراز آن گنبدى باشد ، گنبد . ( لغتنامه )
قصب السبق ( 297 ) ، سبقت گرفتن ، پيش افتادن . ( آنندراج )
قطاس ( 357 ) ، نام عام براى هريك از پستانداران آبزى . ( معين )
قطنى ( 362 ) ، منسوب به قطن . نوعى از قماش ابريشمين كه در عرف هندوستان مشروع خوانند مركب از قطن به معنى پنبه و ياى نسبت . تار و پود آن از ريسمان پنبه و ابريشم مىباشد . ( آنندراج )
قليه ( 213 ) ، نوعى خورشت است كه در آن گوشت و اقسام ديگر است ، گوشتى كه در روغن بريان كنند . ( غياث )
قوابل ( 48 ) ، جمع قابله . ( لغتنامه )
قورخانه ( 145 ) ، اسلحهخانه . ( فرهنگ نظام )
قورلتاى ( 326 ) ، - قوريلتاى ، اجتماعى عظيم از عموم شاهزادگان و اركان مملكت كه در موقع تعيين و نصب يكى از اعضاى خاندان سلطنتى به سلطنت يا امرى مهم منعقد مىكردهاند ، شوراى بزرگ . ( سنگلاخ )
قومورقا ( 369 ) ، احاطه كردن . به صورتهاى قومارغه و قومارماق به معنى احاطه ، احاطه كردن آمده است . ( سنگلاخ )
قوى ئيل ( 118 ) ، يكى از دوازده سال دورهء سنوات تركان ، سال گوسفند . ( لغتنامه )
ك
كجيم ( 376 ) ، - كجين ، منسوب به كيج ، ابريشم ، جامهاى كه در درون آن ابريشم و يا پنبه باشد . ( آنندراج )
كحل الجواهر ( 102 ) ، سرمهاى آميخته به مرواريد سوده كه براى روشنايى به چشم كشند ( معين )
كرنك رنگ ( 362 ) - آل ، سرخ كمرنگ ، سرخ ( معين )
كعاب ( 238 ) : جمع كعب ، بند استخوان ، مچ پاى آدمى . ( لغتنامه )