فقّاعيان حريم دكان را چون خانهء چشم به آبهاى پاك شستوشو كردند [ 452 ] و آب « 1 » لطافت در كسوت درهاى شاهوار در بازار به روى كار آورد نامهء اعمال خود را به مژدهء « افضل الاعمال سقى الماء » « 2 » از گرد گناه آبى ساختند و از نثار برف و دوشاب دلهاى اصحاب حرارت را از زنگ گرما بازپرداخت جامهاى برنجين چون مهر منير و طاسهاى مس چرخى به رنگ اين چرخ مستدير در پيش كار نهادند و از هريك بحر آبى به جانب لبتشنگان سر دادند .
مثنوى
فرش دكان نموده سنگ رخام * سقفش از شيشه چرخ مينافام
پيش دكان بسان حوض و حباب * طاسها پر ز ميوهء سيراب
موئينهدوزان از تركيب اپوك و سمور و سنجاب روز و شب قطعههاى برف و سحاب آراستند و از آثار آن برف و ابر در سرما صبر و از برودت خلاصى يافتند .
مثنويّه
ز آس و سمور آنچه اندوخته * شب و روز بر يكدگر دوخته
چو بر سقف سنجاب ابلق كشيد * ز ابر تُنك آسمان شد پديد
شد از تختهء چلقوه آن دكان * شفق رنگ چون دامن آسمان
استادان كمانگر خود را از صورت ماران حلقه زده بر سر گنج توانگر نمودند و تير گران به دستيارى مهندسى بال مرغان
« أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ »
« 3 » را در اوج ارتفاع برگشودند .
مثنوى
با هم آميخته شد تير و كمان * راست همچون خَطِ ابرو ز ميان
[ 453 ] تير از قوس شود جايزهياب * ليك در هاله كه ديدست شهاب
هامش
( 1 ) . نسخه « و آب » : مكرّر .
( 2 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 188 : حديث « بزرگترين كارها سيراب كردن تشنگان باشد » .
( 3 ) . ملائكه ( 35 ) آيهء 1 . « فرشتگانى كه بالهايى دارند دودو و سهسه و چهارچهار » .