حيوان گرفت لشكريان از زخم نشتر مار كه چون نفس امّارهء بشر در معنى جانگداز و به صورت تنپرور بود برآسودند و روى استكانت و خضوع بر زمين شكرگزارى سودند .
حضرت اعلى به قدوم نيازمندى و اخلاص متوجّه زيارت حضرت امامزادهء سهل على شدند . و در آن مرقد مطهّر و مشهد قدسى مخبر قدوسىمنظر شرايط خلوص و اخلاص به جاى آورده دست درياكف به انعام هدايا و تحف دربارهء مجاوران كه به خدمت آن روضهء شرف مشرّفند برگشاد و شريف و وضيع و كبير و رضيع را در مهاد حضور سرمايهء فراغت و سرور در كنار آرزو نهاد . و چون قبّه شريفهء آن مرقد همايونفرقد رو در اندراس نهاده بود و اساسش از انقضاى زمان به انهدام و انطماس كشيده حكم خسرو دريادل كه عامر معمورهء آب و گل است از اوج فرمانروايى نازل شد كه فناى آن بنا را كه از احكام گذشته بود و محكوم احكام خراب و فنا گشته هموار سازند و عوض آن قبّه كه معمار همّت گردونمجال بر تختهء خيال طرح فرمايد بر فلك افرازند . بنابرآن استادان گلكار و مهندسان بنّا به طرّاحى [ 326 ] آن بنا اشتغال نمودند و در رفعت قدر و متانت اساس آن دقت بر دقّت افزودند به اندك زمانى گنبدى ساخته آمد ، اساسش از گچ و سنگ
« وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً »
« 1 » استحكام يافته و شمع منجوقش برطبق منطوق
« وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً »
« 2 » از اناره
« يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ »
« 3 » بر ارباع اين ربع معمور تافته سنگتراشى ديوارش پارههاى ابر آبدار از آسمان
« وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ »
« 4 » اوج اهتمام برهم ريخته و غرفات شرف و شرفات غرفش به ايادى مكرمت
« رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ »
« 5 » از حضيض فرش به اوج
« وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
« 6 » انگيخته .
هامش
( 1 ) . النّباء ( 78 ) آيهء 12 . « و بر فراز سرتان هفت آسمان استوار بنا كرديم » .
( 2 ) . همانجا ، آيهء 13 . « و چراغى روشن آفريديم » .
( 3 ) . نور ( 24 ) آيهء 35 . « روغنش روشنى بخشد هرچند آتش به آن نرسيده باشد . نورى افزون بر نور ديگر » .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 57 . « و ابر را سايبانتان گردانيديم » .
( 5 ) . مومن ( 40 ) آيهء 15 . « فرابرندهء درجات ، صاحب عرش » .
( 6 ) . مريم ( 19 ) آيهء 57 . « او را به مكانى بلند فرابرديم » .