آن خاك سرخ شفق را به گچ صبح آميخته .
مثنوى
بنايى رشك اين فيروزه منظر * كشيده بر سپهر هفتمين سر
[ 219 ] به خوبى همچو گردون دور آن طاق * به رفعت سايبان بر فرق آفاق
مثمن چون بهشت جاودانه * وزان در صورت و معنى نشانه
مهندس از پى كاشى تراشى * ز ماه و خور نموده خشت كاشى
هواى دلگشاى آن باغ جانفزا و دلافروز و غمكاه و سبزهزار خضرت آثارش منظر انظار
« فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ »
« 1 » عندليبان خوشالحان فراز منابر اشجارش در خطبهخوانى و آن خطبه به زيب انشاى منشى فلك از ترتيب اسامى ائمّهء هدى و القاب خسرو كامروا بليغ مؤدّى و بديع مبانى مؤذّنان قمرى و كبوتر بر منار سرو و صنوبر به شهادت ولايت حضرت امير المؤمنين - عليه السّلام - در كلام و طوطيان سرابستانش به اعادهء اين شهد شهادت شكرگفتار و شيرينكام خطيب خطّهء تبريز به اداى اين خطبهء رنگين كه شخص هوش از زبان گوش به مضمون
« وَ ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ »
« 2 » در سروش بود ، شكرريز گشت و قلم زبانش در دوات شنجرف دهان به ارقام چنان خطبه كه موجب سرخرويى دو جهان است تيز شد « 3 » . خازنان جنّت خلعت ملكسيرتش را كه مستقرّ
« هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ »
« 4 » به دست تكريم به ارقام
« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »
« 5 » صورت تكوين يافته بود از حضيض
« ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ »
« 6 » رهانيده ، به اوج استثناى
« إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
« 7 » رسانيده ، به خلعت ميمون
« فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) آيهء 50 . « پس به آثار رحمت خدا بنگر » .
( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 36 . « ما از نياكانمان چنين چيزهايى نشنيدهايم » .
( 3 ) . جهانآرا ، ص 267 : در سنهء « ثمان و تسعمائه ( 908 ) نوروز تنگوزئيل يكشنبه سيزدهم رمضان مجددا بر سرير سلطنت تبريز نشسته اين سال قشلاق در آنجا نمودند » .
( 4 ) . تين ( 95 ) آيهء 3 : سوگند به اين شهر ايمن .
( 5 ) . همانجا ، آيهء 4 . « كه ما آدمى را در نيكوتر اعتدالى بيافريديم » .
( 6 ) . همانجا ، آيهء 5 . « آنگاه او را فروتر از همهء فروتران گردانيديم » .
( 7 ) . همانجا ، آيهء 6 . « مگر آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند » .