ذوى القلوب ، ظاهر الاحساب ، طاهر الانساب ميرزا ابو القاسم شريفى حسينى « راز » تخلص ، مشهور به ميرزا باباى درويش ذهبى متولى آستانه مباركه حضرت شاه چراغ و شيخ طريقه سلسله ذهبيه كه از جانب مادر نبيرهء جناب شيخ مشايخ طريقت ، پيشواى اهل حقيقت آقا هاشم درويش ذهبى « 1 » است كه روزگارى در شيراز در سلسلهء ذهبيه ، مذهب اوراق قلوب و فيض خدمتش مرتاضان را مطلوب بود و جناب ميرزا بابا از اول عنفوان جوانى پيرو اهل طريقت ذهبيه گرديده ، رياضات شاقه را كه در اين سلسله متعارف است ، متحمل گشته ، تحصيل علوم را بهوجه كمال كرده ، تعليقاتى بر تفسير امام حادى عشر صلوات اللّه عليه نوشته ، مدون داشته است « 2 » و در سال 1286 در وقت مراجعت از ارض اقدس و مشهد مقدس در منزل مورچهخورت ميانه اصفهان و كاشان به رحمت ايزدى پيوست « 3 » و براى تاريخ وفات آن جناب گفتهاند : « همين بس است كه تاريخ او غفور آمد » و اين چند شعر از او نگاشته گرديد « 4 » :
دلا تا كى به حيرانى نمائى طى منزلها * خدا را در جهان كم جو ، بجو در كعبه دلها
دو عالم بر سر درياى دلها همچو خس پويان * هر آن گم شد در اين دريا نبيند روى ساحلها
به راه عقل سالك راست بر دل عقدهء بيحد * كه اندر عشق منحل گردد از حلال مشكلها
على آن شمس وجه حق ، عيان از اوج يكتائى * كه از نورش شده مكشوف راه حق ز باطلها
نه تنها خاكيان را از جمالش وجد مستيها * به بزم قدسيان وصف كمالش زيب محفلها
ندانم كس نشانى يافت از آن بىنشان يا نه * همى بينم در اين ره بارها افتاده بر گلها
به بزم عشق آن شه مست و بى خود « راز » مىگويد * الا يا ايها الساقى ادر كأسا و ناولها
و از جناب ميرزا بابا ، شش نفر پسر باقى مانده است :
اول آنهاست ، جناب سيادت انتساب ، جليل الاصل ، جميل الوصف ، نور حدقه نجابت و نور حديقه اصالت ، عارف دقايق جذبه و سلوك ، مزيل اوهام و شكوك ، سيد ممجد مجد الاشراف - ميرزا جلال الدين محمد ذهبى « 5 » متولى آستانه مباركه سيد مير احمد مشهور به شاه چراغ ( ع ) [ كه ] در سال 1249 متولد گشته ، در كنف تربيت والد ماجدش تحصيل علم حديث و تفسير نمود و در خدمت علماى متشرعه ، علم فقه و اصول را بياموخت و قدرى لايق از مسائل علوم رياضى را از اين مؤلف فارسنامهء ناصرى اخذ نمود ، پس در طريقت سلسله ذهبيه سير و سلوك كرده ، مدتى در مشهد مقدس مشغول رياضات شرعيه و تهذيب اخلاق گرديد ، پس به لقب جليل مجد الاشراف شادمان و مسرور گشته ، برحسب وصيت والد ماجدش ، مقتداى سلسله ذهبيه شده « 6 » ، بساط ارشاد را گسترده ، جماعتى از سفره افاداتش بهره بردهاند و آن جناب همه
هامش
( 1 ) . تاريخ حيات ميرزا محمد هاشم قطب سلسله ذهبيه را راز شيرازى نوشته و در دو مجلد ( كوثرنامه ) چاپ تبريز آمده است . ر ك : دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ص 559 .
( 2 ) . در كتاب دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ص 560 ، تاليفات وى را 51 جلد نوشته است و از 14 كتاب نامبرده است .
( 3 ) . ( جسدش را به اصفهان بردند و در آنجا امانت گذاشتند و سال بعد به مشهد برده دفن كردند ) . كتاب دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ص 560 .
( 4 ) . نمونههاى بيشتر از اشعار او را در صفحات 561 تا 565 دانشمندان . . . فارس ، بخوانيد .
( 5 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 448 . شرح حال ايشان را در اوصاف المقربين نوشته جناب وحيد الاولياء آقا ميرزا احمد عبد الحى مرتضوى ، شيراز ، مطبعه احمدى 1338 قمرى بخوانيد .
( 6 ) . نص و تعيين ركن در سلسله ذهبيه معمول نيست و نوشته مؤلف احتمالا از منابع غير ذهبى گرفته شده است .
( دكتر يوسف نيرى ) .