تقاضاى نظام اين شد كه تلخى آيد از حنظل * تمناى قوام اين شد كه زردى آيد از صفرا
همه خواهان يك مقصد همه جوياى يك منزل * يكى عارف يكى عامى يكى مؤمن يكى ترسا
يكى در گلستان ما عرفنا گشته دستان زن * يكى در دعوى انى انا اللّه شد بلند آوا
معلق كرد بىبنيان سپهرى مجمع اركان * مطبق ساخت بىآلت زمينى متصل اجزا
نخستين گوهرى كامد ، طفبلش عالم و آدم * نخستين خلقتى كامد ، مراد از آدم و حوا
بود ذات شريف شهريار خطه امكان * بود نور وجود شهسوار عرصهء لو لا
محمد زبدهء امكان ، حبيب حضرت يزدان * كفيل رزق انس و جان ، وكيل خالق يكتا
الا اى باغ ملت را خوش الحان نغمهخوان بلبل * الا اى قاف قدرت را همايون بالزن عنقا
عطائى از تو و گيتى همه پرگوهر احمر * حديثى از تو و عالم همه پرلؤلؤ لالا
به روزگار مرا روزگار ميمون است * كه روزگارم در سايه همايون است
كجاست آنكه مرا گفت عيش ناباب است * كجاست آنكه مرا گفت بخت وارون است
كنون سرايان بختم ، كه چهره گلفام است * كنون نوازان چنگم ، كه باده گلگون است
فرو شد جام مه آمد برون آئينه بيضا * فلك طى كرد رسم جم گرفت آئين اسكندر
رسيد اين مشعل رخشان و شد افسرده صد مشعل * رسيد اين لاله نعمان و شد پژمرده صد عبهر
عجب دارم كه نبود بيضهاى را پروبال اما * گرفت اين بيضهء بيضا ، جهان در زير بال و پر
بود نيلوفر اندر چشمهء آب و شگفتى بين * كه اكنون چشمه آتش برون آمد ز نيلوفر
برآمد پادشاه اختران بر منظر گردون * و يا شد شاه انس و جان پى نظاره بر منظر
سپهرش تخت و مهرش تاج و دهرش ملك و جيش انجم * زهى تخت « 1 » و زهى تاج و زهى ملك و زهى لشكر
و در تاريخ جلوس اعليحضرت ، شاهنشاه اعظم محمد شاه غازى قاجار فرموده است :
محمد شاه را تاريخ دولت * از اين اخراج و ادخال است حاصل
چو شد فتح على از تخت خارج * محمد شاه دوم گشت داخل
و تاريخى بهتر از اين ، در اين باب نيز فرموده كه در ذيل سال 1250 در گفتار اول از اين كتاب ، نگاشته گرديد و از مآثر او كتاب تاريخ قاجاريه مسمى به تاريخ ذو القرنين است . « 2 »
پسر دوم جناب ميرزا عبد النبى است : سيد مرشد و شيخ موحد ، قدوهء اولى النفوس و اسوهء
هامش
( 1 ) . در متن : ( بخت ) .
( 2 ) . هدايت در مجمع الفصحا ، ص 182 ، مىنويسد : ( تاليفاتش بسيار است مانند نور الهدايه و شرح سى فصل خواجه نصير و حاشيه بر مدارك و حاشيه بر تفسير قاضى بيضاوى و تذكره دلگشا مشتمل بر نظم و نثر ) . نگارندهء اين حواشى تصحيح تاريخ ذو القرنين را در دست تحرير دارد .